آشنایی بادستگاه اسکلتی بدن :
همانطورکه میدانیدبخش مهمی ازکالبد ماانسانها ازاستخون تشکیل شده است .شاید بنظر برسد
شناسایی این بخش تاثیر چندانی درروند آموزش والیبال نخواهد داشت اما اگر باحوصله
تاانتهای این بخش رامطالعه نمایید به نکات جالب توجه ای برمیخورید که علاوه برافزایش
معلومات عمومی کمک شایانی درشناخت مفاصل مهم وبکاررفته درورزش والیبال خواهدبود,
پس تاانتها همراه سبزمان باشید.
من ابتدا وظایف دستگاه اسکلتی (استخوانها)رابرای شما عزیزان عنوان میکنم تااهمیت آن
آشکار شود .
1- شکل بخشیدن وداربست بودن بدن :
استخوانها ی مختلف بدن محکم به هم متصل شده وبه عنوان تکیه گاهی برای بافتهای نرم
بدن محسوب شده ومانند داربست شکل بدن رابوجود می آورد
2- ذخیره سازی مواد معدنی:
یکی ازوظایف مهم استخوان ذخیره سازی مواد معدنی بدن بخصوص کلسیم میباشد
3- اتصال عضلانی:
عضلات توسط وترها به استخوان متصل شده وباانقباضات خود موجب به حرکت درآمدن اجزاحرکتی بدن میگردد
4- محافظت ازبدن :
استخوانها همانند یک زره , مغز – اندام های حیاتی داخلی بدن رامحافظت می نماید
5- تولید گویچه های خونی:
مغز استخوان ازطریق فرایندی موسوم به هماتوپوئیز باعث تولید گوچه های خونی دردرون
مجرای مغزی میشوند
6- تصفیه کردن :
خون باعبور ازمیان استخوان , مواد رادراستخوان ته نشین میکند.
خب فکر میکنم بااین حال اهمیت استخوانها تااندازه ای مشخص شد تاارزش یکبارمطالعه
راداشته باشد

انواع استخوان ازلحاظ بافت
- استخوان متراکم
- استخوان اسفنجی
انواع استخوان ازنظر شکل:
- استخوانها ی درازمانند :استخوانهای بازو وران پا(به نکته بسیارمهم زیر دقت نمایید)
- استخوانهای کوتاه یاگرد: ماننداستخوانهای مچ دست
- استخوانهای نامنظم: مانند استخوانهای فک تحتانی وفوقانی
- استخوانهای پهن :مانند استخوانهای پیشانی وکتف
- استخوانهای کنجدی:مانند استخوان کشکک زانو
نکته بسیاربسیاربسیار مهم برای ورزشکاران ومربیان عزیز:
استخوانها دراز دارای دوقسمت اصلی هستند : الف- قسمت تنه استخوان یا دیافیزوقسمت
دوانتهای استخوان درازیا اپی فیز. درقسمت اپی فیز صفحه ای وجود داردبه نام صفحه اپی
فیزی یاصفحه رشد.
وظیفه اصلی وبسیارمهم این صفحات افزایش طول استخوانهای دراز ودرنتیجه افزایش
قامت وبلندی شخص میباشد . نکته مهم اینجاست که اگر به فرد یابازیکنان دردوران رشد
ونمو فشارهای عمودی وبیش ازاندازه واردشود غالبا این فشارها باعث ازکارافتادگی ویا
مختل شده فعالیت این صفحات خواهد شد درنتیجه فرد دچار کوتاه قدی ویا توقف رشد طولی
استخوانها ی دراز میشود
پس مواظب طراحی درتمرینات بدنسازی وپرشهای عمودی و... باشید

اما مفاصل :
به محل اتصال دویاچنداستخوان مفصل میگویند مفاصل نیز دارای تقسیم بندیهای گوناگونی
هستند
باتوجه به ساختار, مفاصل به سه دسته تقسیم میشوند که عبارتنداز:
1- مفاصل لیفی (فیبروزی)-
خود این گروه به سه دسته درزی – مفاصل بارابط بافت همبند ومفاصل گومفوزیس تقسیم
میشود
2- مفاصل غضروفی یا Cartilaginus Joins:مانند بخش غضروفی کاسه سردرنوزدای
که پس ازمدتی به استخوانتبدیل میشود و...
3- مفاصل سینوویال یا Synovial Joints که به مفاصل متحرک هم مشهورند.
بحث اصلی ما درمورد مفاصل متحرک یاهمان سینوویال ها میباشدکه خود این نوع مفاصل
نیز به گروههای زیر تقسیم میشوند
الف- مفاصل لولایی ( مانند مفصل آرنج )
ب- مفاصل استوانه ای (مانند اولین مهره گردنی (اطلس) بادومین مهره گردنی (اکسیس))
پ- مفاصل لقمه ای (مانند فک تحتانی بااستخوان گیجگاهی)
ت- مفاصل زینی(مانندمفصل قاعده استخوان کف دست واستخوان ذوزنقه مچ دست)
ث- مفاصل کروی یاگوی وحفره (مانند مفصل سراستخوان ران با حفره حقه ای)
ج- مفاصل مسطح (مانند رویه های مفصلی مهرها)
دستگاه عضلانی بدن :
همانطور که میدانید تمام حرکت های ماتوسط عضلات امکان پذیر میباشد .اگر شما قادرید
باحرکات بسیارظریف قلم موی نقاشی راروی بوم به حرکت درآورید یاباقدرت زیاد وزنه ای
سنگین راجابجا نمایید یاحتی دریک مسیر سرسبز جنگلی قدم بزنید تماما بستگی به انقباضات
عضلانی شمادارد.عضلات مابه دوگروه اصلی عضلات صاف (قسمت احشائی بدن) وعضلات
مخطط (عضلات کالبدی) تقسیم میشوند البته خود عضلات مخطط نیزبه دوگروه عضلات اسکلتی
وعضله قلب تقسیم بندی می شوند.
وظیفه دستگاه عضلانی اسکلتی نگهداری بدن درحالت های مختلف وبه حرکت درآوردن بدن ومفاصل میباشد
ساختمان عضلات :
عضلات (muscles) ما از اجزای کوچکتری به نام فیبر(fiber)تشکیل شده اند خود فیبرها ازواحدهای کوچکتر موسوم به میوفیبریل (myofibril) ساخته شده اند خود میوفیبریل هانیز ازعناصرپروتئینی (protein filaments) ساخته میشوند که این عناصر تارهای عضلانی راقادربه انقباض یا انبساط می سازندبه بیان ساده ترعضلات ما ازهزاران تاریا سلول عضلانی ساخته میشوند که درمیان این تارها الیافی شبیه نخ به نام تارچه عضلانی وجودداردکه حاوی عناصر پروتئینی هستند .حالامیخواهیم بدانیم که حرکت چگونه بوجود می آید؟
بصورت خلاصه میتوان چنین گفت که برای حرکت ابتدا سلولهای عصبی واقع درمغز انسان تکانشها یاپیام های عصبی رابه نخاع شوکی ارسال میکنند این پیام ها ازطریق شبکه عصبی بدن به عضلات میرسند (حوادث دقیقی که طی آن عمل انقباض صورت میگیرد هنوزدرپرده ابهام وجود دارد)این پیامها که ازمغز رسیده اند درپلهای ارتباطی موجود دریکی ازعناصر پروتئنی (Cross bridge) همچون پارو عمل کرده وموجبات(انقباض) حرکت رافراهم میسازند.شکل زیر تقسیم بندی عضلات رابصورت واضح تری نشان میدهد:
|
عضلات بدن | ||
|
عضلات مخطط |
عضلات صاف ماننداحشای داخلی بدن ماننددیواره دستگاه گوارش | |
|
عضلات اسکلتی |
عضله قلب | |
باتارهای عضلانی آشنا شدیم اما تارهای عضلانی نیز خود انواعی دارند که برای هرورزش درصد مطلوبی ازوجود هرنوع ازاین تارها نیاز میباشد.
انواع تارها ی عضلانی:
1- تارهای کند انقباض Slow twich fiber
2- تارهای تند انقباضFast twich fiber:این دسته ازتارهاخود به دوگروه دیگر تقسیم می شوند :
الف: تارهایی باانقباض بسیارسریع (Fast glycolytic)یاFG
ب: تارهایی باویژگی مشترک هردونوتارعضلانی یادشده (Faast oxidative glycolytic)یاFOG
نکته مهم : تفاوت تارهای FOG با تارهای کند انقباض st دراین است که FOG برخلاف st درعین آنکه ظرفیت استقامتی متوسطی دارد, دارای انقباضات سریعی می باشد.
دقت دروجود این تفاوتها درتارهای عضلانی بدن افراد که تحت تاثیر مستقیم وراثت است برای انتخاب رشته ورزشی بسیاربسیارمهم است که اغلب ازدید مربیان غافل میماند.
سروران گرامی : ممکن است این بحث برای افرادی که آشنایی با علوم زیستی ویا فیزیولوژی ندارند کمی سنگین یاکلاسیک بنظر بیاید ولی اهمیت دانستن آنها برای بدنسازی درورزش غیر قابل انکار میباشد.

يكي از عواملي كه در ازدواج نقش مهمي دارد ، قيافه ظاهري و وضع جسماني همسر مي باشد. بعضي از قد بلند و اندام باريك خوششان مي آيد، عده اي چاق مي پسندند و بالاخره بعضي از ابروي پيوسته و بيني كشيده و برخي از موي مجعد و چشم آبي و صورت گرد و تعدادي چانه باريك و اندام موزون مي پسندند. با اين كه زيبايي ظاهري ممكن است دوام نداشته باشد و به زودي جاي خود را به قيافه و وضع جديدي بدهد ؛ معذالك فردي كه مي خواهد با كسي يك عمر زندگي كند ، بايد از قيافه او خوشش بيايد. علاوه بر اين، مسئله ژنتيك از نظر داشتن فرزندان سالم و باهوش از اهميت زيادي برخوردار است. بعضي از مردان كوتاه قد زن بلند قد مي گيرند كه بچه هاي آنان قد كوتاه نشوند و عكس اين حالت نيز ممكن است پيش بيايد. از طرفي ازدواج هاي فاميلي كه احتمال تولد بچه هاي معلول و ناسالم و يا كودن و عقب مانده ذهني در آنها زيادتر است ، مسئله اي است كه بايد مورد توجه قرار گيرد.
ازدواج و رابطه آن با قيافه ظاهري
يكي از عواملي كه پسر و دختر بدان توجه خاص دارند، قيافه ظاهري است. بعضي از پسران كه خود قيافه نازيبايي دارند توجه خاص به دختران زيبا دارند؛ عكس اين حالت نيز ممكن است اتفاق بيفتد. البته زيبايي و زشتي قراردادي است و از ديدگاه هاي مختلف فرق مي كند؛ ولي آنچه مطلوب جامعه است معمولاً به صورت مُد مطرح مي شود؛ مثلاً ممكن است زماني اندام بلند و باريك براي دختران و قد بلند و چهارشانه براي مردان مُد روز شود و زماني ديگر قد متوسط و اندام چاق براي دختران و قد بلند و اندام باريك براي پسران. بنابراين زيبايي پيرو مـُد مي گردد و در صورت تطابق با مُد طالب بيشتري پيدا مي كند. مسئله زيبايي ، خود بحث مفصلي دارد كه در اين مقوله نمي گنجد. به هر حال در ازدواج ديدگاه طرفين در پذيرش و اقناع يكديگر از لحاظ وضعيت جسماني مهم است.
بحث مهم ديگر سلامت جسم ( از نظر بيماري و معلوليت) است. ممكن است مرد يا زني معلول (مثلاً لـَنگ ، كر، كور ، بي دست) باشد يا به بيماري هاي قلبي ، كمردرد و غيره مبتلا باشد. در اين موارد ممكن است ازدواج با معلول ديگر با وضع مشابه مشكلي ايجاد نكند؛ ولي چنانچه فرد سالمي بخواهد با فرد معلول يا بيمار ازدواج كند بايد وضعيت بيمار با تمام خصوصيات براي طرف مقابل بازگو شود ، تا قبول ازدواج با آگاهي و بصيرت كامل انجام گيرد. در غير اين صورت پس از مدتي احتمال سرد شدن روابط و بالاخره از هم گسيختن خانواده مي رود.
نمونه هايي از ازدواج هاي ناموفق در اين زمينه ذكر مي شود:
- بعضي از دختران و پسران شيفته وضعيت ظاهر طرف مقابل مي شوند و ساير عوامل را ناديده مي گيرند. اين حالت نيز پس از مدتي كه عوامل ديگر اهميت خود را نشان مي دهند و عامل زيبايي در مرحله بعد قرار مي گيرد، خوشي و نشاط را از خانواده مي گيرد و چه بسا كه زندگي گرم و پرشور اوليه به سردي گرايد. خطر ديگري كه در مورد تكيه بر زيبايي وجود دارد آن است كه زيبايي جنبه ثابت و دايمي ندارد؛ و مي تواند در اثر يك حادثه و يا در طول زمان يا بر اثر وجود يك بيماري از بين برود و به زندگي شاد زناشويي آسيب برساند.
مشكل ديگري كه در زيبا رويان وجود دارد آن است كه آنان ممكن است به اتكاء جمال خود ، از خود راضي و خودپسند بار آيند و چه بسا فرصت هاي مناسبي را كه در ازدواج براي آنان پيش آيد، از دست بدهند و يا در زندگي زناشويي زيبايي خود را به رخ همسر خويش بكشند و احياناً او را تحقير كنند و خود را در مرتبه بالاتري قرار دهند. اين حالت ممكن است براي شوهر زجرآور باشد و زندگي را به سردي و ناشادي سوق دهد.
مشاوره ازدواج در رابطه با عوامل جسماني و ژنتيكي
مراجعاني كه در زمينه عوامل جسماني و ژنتيكي به مشاور مراجعه مي كنند، نمونه هايي از مسائل زير را مطرح مي كنند:
- مردي با قيافه معمولي دختري بسيار زيبا را براي ازدواج در نظر مي گيرد ، و دختر نيز با اين وصلت موافق است. آيا اين ازدواج پايا و عاقبت بخير خواهد بود؟
- مردي قد بلند، زني كوتاه قد انتخاب مي كند؛ به اين اميد كه بچه هايش متوسط القامه شوند. آيا اين انتخاب با اين هدف مناسب است؟
- دختري قد بلند، پسري كوتاه قد را براي ازدواج انتخاب مي كند؛ تا او در برابرش احساس حقارت كند و دختر در خانه، تعيين كننده باشد.
- پسري چاق در جستجوي ازدواج با دختري باريك اندام است؛ تا به آرزوي خود ( لاغري) در همسرش نايل گردد.
- پسرعمو با دخترعمو و دخترخاله با پسرخاله به اين اعتقاد كه عقد فاميل هاي نزديك در عرش بسته مي شود، قصد ازدواج دارند. از نظر ژنتيك چه مشكلي وجود دارد؟
- دختر يا پسري كه از نظر ارثي مرض قند دارد، قصد ازدواج دارند. آيا چنين انتخابي مناسب است؟
مشاور در مقابل موارد فوق چه بايد بكند؟
هر يك از اين موارد نياز به بررسي دارد؛ بررسي از نظر شرايط و متقضيات و از نظر خصوصيات فردي. از اين رو نمي توان براي همه آنها حكم واحدي صادر كرد. حكم عمومي درباره مشكلات انساني نظير پزشكي است كه بيماران زيادي داشت ؛ آنها را دسته بندي كرد؛ به همه تب دارها، يك نسخه و به شكم دردها نسخه ديگري داد و خلاصه آن كه همه بيماران را با پنج نسخه ويزيت كرد!
در برابر هر يك از موارد مطروحه بالا بايد به طور ويژه عمل نمود:
- مردي كه در قبال زيبايي بي حد زن آينده اش حساسيت دارد و چنين فكر مي كند كه اين ازدواج به علت امتياز زيبايي همسرش پايا و عاقبت به خير خواهد بود : بايد موضوع از جهات مختلف بررسي و با موارد موفق مشابه مقايسه شود تا در مراجع اين حساسيت از بين برود و بتواند عاقلانه تصميم بگيرد.
- راجع به مردي قد بلند كه زن كوتاه قد انتخاب كرده تا بچه هايشان متوسط القامه باشند : بايد از او سؤال كرد كه علم و اطلاع در زمينه اين موضوع را از چه منبعي دريافت نموده است. وانگهي آيا هدفِ ازدواج ، داشتن بچه متوسط القامه است؟
- دختر قد بلندي كه قصد دارد با پسر كوتاه قد به خاطر تسلط بر او ازدواج كند. آيا هدفش حاصل خواهد شد و اصولاً غرض از ازدواج "تسلط بر شوهر" است؟
مشاور بايد اين موارد را با مشاركت مراجعان از جهات مختلف بررسي كند تا آنها بتوانند با آگاهي ، تصميم بگيرند.
- در برابر پسر چاقي كه مي خواهد با دختري باريك اندام به خاطر ارضاي آرزوهاي خود ازدواج كند: مشاور بايد با مراجع موضوع را ارزيابي كند و بگويد ارضاي اين آرزو چه نفعي براي او دارد. وانگهي اين عمل چنانچه با رعايت جوانب ديگر انجام نشود، ممكن است زندگي وي را به تباهي بكشاند.
- ازدواج پسرعمو با دخترعمو و دخترخاله با پسرخاله به علل ژنتيكي بهتر است انجام نگيرد ولي چنانچه عشق و عاشقي انجام امر را ضروري سازد ، بايد قبل از ازدواج با مراجعه به يك متخصص، مشاوره ژنتيكي صورت گيرد و سپس مراجع تصميم خود را بگيرد.
- در مورد دختر يا پسري كه مريض است، يا بيماري ارثي دارد: اولاً مشاور بايد ببيند آيا بيماري او خطرناك است؟ ثانياً اين بيماري به بچه ها نيز منتقل مي شود يا خير؟ به هر حال بهتر است در مورد ازدواج چنين دختر و پسري بررسي پزشكي و تحقيقات لازم انجام گيرد. چنانچه بيماري براي خود فرد خطري نداشته و قابل انتقال به بچه ها نباشد؛ از نظر ازدواج مشكلي وجود نخواهد داشت.
- نظر به اين كه قيافه ظاهري عاملي عيني است و زيبايي جاذبه بسياري براي ازدواج دارد، بنابراين احتمال دارد كه پسر يا دختر با عشق و علاقه افراطي، ديگر عوامل مؤثر در ازدواج را كنار بگذارند و تنها با توجه به زيبايي به سوي زناشويي كشيده شوند. در اين موارد وظيفه مشاور آن است كه با تشكيل جلسات مشاوره و بررسي هاي همه جانبه و مواجه كردن مراجع با ازدواج هاي مشابه ناموفق، عشق غير واقعي وي را تعديل نمايد. چشم واقع بين را براي ديدن عوامل مختلف مؤثر در زناشويي، فعال نمايد تا تصميم گيري در انتخاب همسر، عاقلانه و با توجه به جهات مختلف انجام گيرد.
ماحصل كلام آن كه مشاور بايد هر مورد را با مشاركت مراجع از جميع جهات بررسي كند، با موارد ديگر مقايسه كند و نتايج كار را در هر اقدام پيش بيني نمايد. تا بالاخره مراجع با كسب اطلاع و تفكر و بصيرت به تصميم گيري مناسب نائل گردد.
خانواده يك سازمان كوچك و بسيار دقيق و حساس است كه به حضور كامل زن و مرد به عنوان دو فرد كامل كه داراي رشد فكري و شخصيتي باشند نيازمند است. هرگز مفهوم ازدواج و زندگي مشترك ، پنهان شدن يكي در ذيل عنوان و مشخصات و اهداف ديگري نيست. آنچه كه لازمه يك زندگي زناشويي موفق است احترام متقابل و تساوي حقوق زندگي بين زن و مرد است. حال اگر زني بخواهد در هر مورد شانه از زير بار مسئوليت ها خالي كند هر گونه امكان رشد و پرورش فكري را از خود سلب كرده است. گروهي ديگر از زنان هم همواره مردان را مورد ستايش قرار مي دهند. آنچه كه لازم است در اينجا يادآور شويم اين است كه ستايش كردن مردي براي محاسن اخلاقي وي ، هم منطقي است و هم زيبا. اما اگر بخواهيم مردان را مورد ستايش قرار دهيم فقط به اين دليل كه آنها موجوداتي از نوع مخالف ما هستند نه تنها منطقي و پسنديده نيست بلكه كاري بس احمقانه مي باشد. اينگونه رفتارها يك وابستگي مداوم و سلطه كامل را براي ما مي آفريند و سبب مي شود همانند يك كودك در انتظار شنيدن يك كلمه ستايش آميز او بمانيم كه شايد او هرگز به زبان هم نياورد. اگر زني بدون علت و بي هيچ شناخت شخصيتي زبان به ستايش يك مرد گشود ديگر نمي تواند از حقوق مساوي و آزادي و سازندگي شخصيتي براي خودش دم بزند.
لازم است بدانيد مردان هم موجوداتي معادل زنان هستند، با كمي اختلافات جسمي كه لازمه تكامل زندگي بشر است. همانطور كه براي مردان لازم است قبل ازدواج كاملاً رشد فكري و شخصيتي پيدا كنند و تخصصي را كاملاً بياموزند ، براي زنان هم لازم است قبل از ازدواج كاملاً رشد فكري و شخصيتي پيدا كنند و يك تخصص را بياموزند. عده اي از زنان همواره مي پندارند كه هر آنچه در زندگي كم دارند يك مرد قادر است به راحتي به آنها بدهد. گاهي كمبود مادي است از قبيل ماشين، مسكن، يا لوازم زندگي كه مرد مي تواند به راحتي براي زن فراهم نمايد. اما كمبودهاي شخصيتي از قبيل قاطعيت ، قدرت انتخاب ، قدرت قضاوت ، صلاحيت زندگي ، لياقت شخصي و موارد ديگر را هرگز يك مرد نمي تواند يك جا به زن بدهد. اگر مرد ، شايسته و فداكار باشد تنها در مواردي قادر است زن را ياري دهد. اگر به دختران بياموزند كه از هر فرصتي براي پرورش فكري و شخصيتي خود استفاده نمايند و زماني كه كاملاً آمادگي قبول مسئوليت را داشتند اقدام به ازدواج نمايند ديگر اين چنين مشكلات و ناهنجاري ها برايشان پيش نخواهد آمد. اين گروه از دختران قطعاً در انتخاب همسر موفق تر بوده و بعد از قبول مسئوليت هم به نحو احسن از عهده انجام آن برمي آيند.
ازدواج ، بنا نهادن يك خانواده است و خانواده يك سازمان بسيار دقيق و حساس است و به افراد بالياقتي احتياج دارد تا اموراتش را سازمان دهند. گروهي از زنان ازدواج را وسيله اي براي فرار از ماهيت وجودي خود مي دانند و اغلب مي پندارند ازدواج سبب مي شود تا همه چيز باب ميل آنها پيش رود. اين گروه از زنان هميشه به دنبال مردي هستند كه آنها را در همه مسائل و مشكلات حمايت كند. گاهي هم از شوهر در ذهن خود يك قهرمان افسانه اي مي سازند. مي پندارند شوهر فردي است كه مي تواند يك معشوق و يك محبوب كامل باشد كه با بازوهاي آهنين مشكلات را يكي پس از ديگري از ميان بردارد و جاده خوشبختي را براي آنان همواز سازد. متأسفانه اينگونه زنان هرگز نمي توانند فردي را به عنوان يك همسر واقعي بپذيرند. زيرا توقعات بيش از حد آنان همسرانشان را تبديل به ماشين يا ابزاري مي كند كه بايد دائماً در پي برآوردن خواسته هاي آنان باشند و در بسياري از موارد مشاهده شده است كه اين گونه رفتارهاي غلط زنان موجب از هم پاشيدن پيوند مقدس ازدواج مي شود و هرگز نمي تواند سبب شادي و ايجاد كانون گرم پر از محبت در خانواده شود.
گروهي ديگر از زنان ، خود را حقير و كوچك شمرده و دائماً فكر مي كنند كه در چرخه زندگي ، مرد است كه كمان بزرگتر و اساسي تر را تشكيل مي دهد و اين احساس حقارت و بي شخصيتي و بي اهميتي نه تنها قبل از ازدواج ، بلكه بعد از ازدواج هم دائماً آنها را همراهي مي كند و پس از گذشت چند ماهي از ازدواج ، از خود مي پرسند، چه اتفاقي افتاد؟ چرا ازدواج هم نتوانست مرا خوشبخت كند؟ چگونه اين بدبختي براي من پيش آمد؟ كدام قسمت مسئله غلط بود؟ اگر شما هم جزء اين گروه از زنها هستيد، چند لحظه مكث كنيد و خود را بررسي كنيد. هر چقدر درصد اين توانايي در شما بيشتر باشد كارآيي و استقلال شخصيتي شما بيشتر خواهد بود و راحت تر درك خواهيد كرد كه هيچكس سبب ساز شادي و كامل كننده شخصيت شما نيست غير از خود شما . هر چه بيشتر به خود متكي باشيد راحت تر مي توانيد درك كنيد كه يك مرد شايد بعضي از احتياجات شما را رفع كند ولي هرگز قادر نيست تمامي مشكلات شما را پاسخگو باشد. اگر فكر مي كنيد حتماً يك مرد بايد كامل كننده شخصيتتان باشد با همه سعي و كوشش فردي خود قادر نيستيد اين تكامل شخصيتي را براي خودتان پيش آوريد؛ زيرا محال است مردي علاوه بر شخصيت فردي خودش نيمه ديگر شخصيت زني را يدك بكشد تا پس از ازدواج به او دهد و كاملش كند. اگر زني اين چنين راجع به خود و مردان فكر كند هرگز نمي تواند انتخابي صحيح و منطقي داشته باشد. زيرا مردي با ظاهري آراسته و اطو كشيده، يك دسته گل ، يك انگشتري الماس و با لاف زدن از رشادت و مردانگي خود به راحتي مي تواند او را مجذوب خود نموده و خيلي سهل و آسان با احساسات او بازي كند و پس از مدتي او را همانند كالاي دست دوم رها كرده و منجلاب زندگي را برايش عميق تر و دامنه بدبختي را وسيع تر كند.
ايمان و اخلاق در تحکيم بنياد خانواده
خانواده ، يك واحد كوچك اجتماعى است كه با پيمان ازدواج زن و مرد آغاز مىشود و با تولد فرزندان ، توسعه و استحكام مىيابد. جوامع بزرگتر نيز از همين واحدهاى كوچك تشكيل مىشوند. بشر از آغاز ، زندگى خانوادگى را به عنوان بهترين نوع زندگى برگزيده و در همه زمانها و مكانها بدان پايبند بوده و هست.
اين نوع زندگى ، از امتيازات انسان محسوب مىشود و فوائد گوناگونى دارد ، از جمله اينكه زن و مرد را از پريشانى و بى هدفى نجات مىدهد و به خانواده وابسته و دلگرم مىسازد وآنها از نعمت انس و مودت بهره مند مىشوند .
وابستگى كودكان ، نوجوانان و جوانان نيز به خانواده ، فوائد زيادى را در بردارد ؛ چرا که از انواع مفاسد اخلاقى ، اجتماعى ، انحرافات جنسى ، ارتكاب جنايت ، بزهكارى و اعتياد ، بيشتر مصون می مانند.
بنابراين ، سلامت و سعادت جامعه ، تا حد زيادى ، به وضع خانوادهها و كيفيت روابط بين زن و شوهر و والدين و فرزندان بستگى دارد. هر چه روابط بهتر و سالم تر ، باشد زندگى شيرينتر و با صفاترى دارند و ارتباط صميمانه تری با خانواده برقرار می کنند و از خطر انحراف مصونيت پيدا مىكنند.
هدف از ازدواج در اسلام ، يعنى ايجاد انس و محبت و صفا درخانواده ، خانهاى كه در آن صفا و محبت نباشد از هم گسيخته است و ويرانه . حتی می توان گفت که زندانى بيش نيست.
" معيار در انتخاب همسر "
اسلام در جهت تحقق اهداف ازدواج و تحكيم بنياد خانواده ، بر دو امر تاكيد دارد : يكى ايمان و ديگرى اخلاق ، و به كسانى كه قصد ازدواج دارند توصيه مىكند كه دين و اخلاق همسر خود را منظور بدارند.
مردى به خدمت رسول خدا صلى الله عليه و آله آمد و در امر ازدواج با او مشورت نمود ، آن حضرت فرمود: «با زنان ديندار ازدواج كن تا خير فراوانى نصيب تو شود» . (1)
على بن موسى الرضا عليه السلام فرمود: « سودى بهتر از زن صالح و شايسته نصيب انسان نمىشود ، زنى كه شوهرش را خشنود مىسازد و در غياب او ، از خودش و زندگی شوهرش نگهدارى مىكند» . (2)
پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله فرمود: « اگر كسى از دختر شما خواستگارى كرد و دين و اخلاقش را پسنديد ، با او وصلت ايجاد كنيد و گرنه فتنه و فساد بزرگى در زمين به وجود مىآيد» . (3)
براى حسن رابطه بين زن و شوهر و بقاء و استحكام بنياد خانواده ، و براى جلوگيرى از اختلافات خانوادگى و وقوع طلاق ، بهترين وسيله رعايت ارزشهاى اخلاقى است و در اين رابطه توصيههاى فراوانی شده است .
اسلام ، ازدواج را پيمانى مقدس مىداند كه بين زن و مرد ، به اعتبار اين كه دو انسان هستند بسته مىشود و مهمترين هدفش ، تامين نيازهاى انسانى ، آرامش و سكون و انس زن و مرد به يكديگر است ؛ حتى توليد و پرورش فرزندان را نيز ، در راه تامين هدف عالى انسانى محسوب مىدارد.
قرآن كريم در اين رابطه مىگويد: « و از نشانه هاى خداست كه براى شما از جنس خودتان همسرانى بيافريد تا با تمايل به سوى آنان آرامش بيابيد ، و در ميان شما محبت و دلسوزى قرار داد . همانا كه در اين موضوع براى انديشمندان نشانههايى است» ( روم/21)
در آيه مذكور ، انس و آرامش خانوادگى به عنوان ثمره ازدواج معرفى شده است. در پيمان مقدس ازدواج ، زن و مرد با تمام وجود به سوى يکديگر جذب و با هم متحد و يك دل مىشوند و در تمام ابعاد زندگى ، در خدمت يكديگر قرار مىگيرند. مأنوس ، همفكر ، هم راز و يك هدف مىشوند.
در آيه مذكور ، زندگى خانوادگى ، بر دو پايه نيرومند مودت و رحمت استوار گشته است . يكى از پايه هاى ازدواج ، مودت و علاقه زن و شوهر نسبت به يكديگر است . زن و شوهر خوبىها و نقاط مثبت يكديگر را مورد توجه قرار مىدهند و از صميم قلب يکديگر را دوست مىدارند. هر يك از آنان ، ديگرى را نعمتى ارزشمند از جانب خدا و وسيله انس و الفت ، آرامش و دلگرمى و شريك زندگى مىشمارد و از اين نعمت بزرگ قدردانى و سپاسگزارى مىكند.
پايه ديگر ازدواج ، كه در آيه به آن اشارت شده "رحمت" يعنى مهربانى و دلسوزى است ، هر گاه يكى از زوجين به نقصان و ضعف و نيازى در همسرش مواجه شد ، همدلانه فکر می کند ، او فکر كند كه همسرش يك انسان است و انسان بى نقص نيست. چنان كه خود نيز بى عيب نمی باشد . پس با نرمى و مدارا و از روى مهربانى و دلسوزى ، نقص او را در صورت امكان برطرف می سازد و در صورت عدم امكان ، او را با همان حال مىپذيرد. نقصانش را ناديده مىگيرد و به زندگى ادامه مىدهد. لازمه رحمت و دلسوزى ، اين است كه چنانچه فرد خير و صلاح خود را مىخواهد ، در همه حال خواسته ها و تمايلات همسرش را منظور بدارد ، هر چه را براى خود مىخواهد براى او نيز بخواهد و همواره به فكر تامين سعادت ، آسايش و آرامش او نيز باشد.
قرآن مجيد در اين رابطه ، تعبير بسيار جالبى دارد و زن و شوهر را چنين توصيف مىكند:
« زنان براى شما لباس هستند و شما نيز براى آنان لباس هستيد » ( بقره/187)
لباس ، مجموع بدن انسان را با همه كمالات ، نواقص ، خوبىها ، بدىها ، زيبايىها و زشتىها در بر مىگيرد و از سرما و گرما و خطر حفظ مىكند . بر زيبايىهايش مىافزايد و عيوبش را مىپوشاند . لباس نزديكترين اشياء نسبت به انسان است و از جمله نيازهاى اوليه به شمار مىرود. زن و شوهر نيز ، نسبت به يكديگر بايد همانند لباس باشند ، همديگر را با همه نواقص و كمالات بپذيرند. حافظ و نگهبان و آرامش بخش يكديگر باشند. بر زيبايىهاى هم بيفزايند و عيوب هم را بپوشانند و رازدار و محرم اسرار باشند.
اسلام ، در مورد روابط بين زن و شوهر و زندگى خانوادگى چنين مىانديشد و آن را بر چنين پايههايى استوار ساخته است. تشكيل چنين خانواده هايى در خور انسان است و سعادت جسمانى ، نفسانى ، دنيوى و اخروى او را تامين مىكند. اگر بنياد خانواده بر پايه هاى ايمان و محبت استوار گردد ، كانون خانواده گرم و با صفا مىشود و از كشمكشها ، و اختلافات و طلاق و فروپاشى جلوگيرى مىكند.
پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله فرمود: « كاملترين مردم از جهت ايمان ، كسى است كه اخلاقش خوب تر باشد ، و بهترين شما كسانى هستند كه نسبت به همسران خود خوش رفتارتر باشند . » (4) امام سجاد عليه السلام فرمود: « حق همسرت اين است كه بدانىخداى متعال او را وسيله آرامش و انس تو قرار داده و بدانى كه او نعمتى است از جانب خدا براى تو ، پس او را گرامى بدار و با وى مدارا كن ، گرچه تو نيز بر او حقى بزرگ دارى ، اما بايد نسبت به او دلسوز و مهربان باشى . بايد خوراك و پوشاك او را تامين كنى و اشتباهات و لغزشهايش را ببخشى » (7)
حضرت موسى بن جعفر عليه السلام فرمود: « جهاد زن در اين است كه خوب شوهردارى كند» . (8)
اسلام عنايت ويژهاى به اخلاق دارد و رعايت ارزشهاى اخلاقى را براى سلامت خانواده و تحكيم بنيان آن ضرورى و لازم مىداند.
به نظر مىرسد يكى از عوامل مهم تزلزل بنياد خانواده ، بىتوجهى به مسائل اخلاقى است و براى حل اين مشكل بزرگ كه خانواده را در معرض تهديد جدى قرار داده ، چارهاى جز احياى ارزشهاى اخلاقى به ويژه اخلاق خانواده نداريم.
پىنوشتها:
1- وسائل الشيعه، ج 20، ص 50.
2- همان، ص39.
3- همان .، ص77.
4- بحارالانوار، ج 71، ص389.
5- همان ، ج 74، ص 5.
در قسمت اول مطالبی در مورد ضرورت در نظر گرفتن ملاكها و معیارها درانتخاب همسر مطرح نمودیم و اینك در ادامه می خوانیم...
بايد به خاطر داشته باشيم كه هدف اساسي از زندگي مشترك خانوادگي برخوردار شدن زن و مرد از صفا و صميميت است . به همين مناسبت زن و مرد بايد انگيزه ازدواج را بر محور امور معنوي قرار دهند ، نه امور مادي همانند زيبايي . زيرا اگرچه زيبايي زن ، خود يكي از عواملي است كه هر انساني به طور طبيعي جذب آن مي شود و اسلام نيز زيبايي زن را مورد توجه قرار داده است ، ولي اين به آن معني نيست كه انگيزه ازدواج تنها بر محور جمال و زيبايي دور بزند و امور اخلاقي و معنوي ناديده گرفته شود .
بايد توجه داشته باشيم كه معيار زندگي مشترك تنها زيبايي ظاهري نيست ، بلكه اخلاق و عفت و سازگاري نيز لازمه زندگي است . پس اگر به همراه زيبايي ، روحيه ی پاك انساني نباشد ، اين زيبايي ، نيكو و پسنديده نخواهد بود و ازدواج با چنين زني سعادت و خوشبختي به بار نخواهد آورد .
امام جعفر صادق عليه السلام در اين باره می فرماید : هر گاه مردي زني را به خاطر زيبايي و ثروت به ازدواج خود در آورد ، سعادت و خوشبختي مرد موكول به همان امر خواهد بود و اگر مردي زني را به خاطر دينداري و تقوا به همسري برگزيند ، پروردگار متعال زيبايي و ثروت را نيز نصيب او خواهد كرد .
رسول خدا ( ص) درباره اين گونه زيبايي هاي بي محتوا مي فرماید : از ازدواج با خضراء دمن پرهيز كنيد ! سؤال شد كه خضراء دمن چيست ؟ آن حضرت فرمود : گل زيبايي كه در مزبله ها مي رويد . يعني زيبا چهره اي كه در كانون خانواده فاسد رشد يافته و به عبارت ديگر زيبا چهره اي كه در محيط آلوده به فساد و تباهي نشو و نما كرده است .
آنچه كه در متن زندگي براي مرد ضرورت دارد اخلاق و سازگاري زن است و آنچه كه خانواده را خوشبخت مي كند حيا و عفت زن است ، نه زيبايي تنها . به طور كلي آنچه كه محيط خانواده را سرشار از عشق و محبت مي كند ، رعايت اصول اخلاقي ، پاكدامني و پاي بندي به تقوا و درستي و راستي است .
دختران و پسراني كه درصدد ازدواج هستند بايد دقيق باشند و ضمن توكل بر خدا تا حد ممكن بررسي هاي لازم را انجام دهند و بر مبناي معيارهاي اساسي و منطقي اقدام به ازدواج كنند .
ناگفته نماند همان طور كه بررسي ها و دقت هاي منطقي ، لازم و ضروري است ، وسواس و شك و ترديدهاي بيش از حد معقول نيز نادرست و زيان آور است .
معيار و ملاك هاي مشترك در انتخاب همسر
1- اصالت خانوادگي : اولين و اساسي ترين معيار براي انتخاب همسر اعم از زن و مرد ، اصالت خانوادگي است . كلمه اصالت از اصل گرفته شده و اصل به معناي ريشه است . يعني دختر و پسر از خانواده هايي باشند كه داراي اصل و ريشه هستند .
دختر و پسر بايد در خانواده هايي رشد يافته باشند كه در آنها پدر و مادري عاقل و دلسوز با همه وجود در رشد و تعالي فرزند كوشيده باشند ، نه خانواده هايي كه زن و مرد ، خانه و كودكان را به حال خود رها كرده و به دنبال گردش و تفريح خود بوده اند و يا مرداني كه بدون دليل موجهي همسران متعددی گرفته اند و فرزندان خود را به حال خود رها كرده اند .
در خانواده هاي اصيل ، پدران و مادران مي كوشند از نظر اخلاقي و رفتاري براي فرزندان خود نمونه و الگو باشند و بدون ترديد پدر و مادر صالح از نظر ارثي نيز سرمايه هاي بس گرانبهايي را به فرزندان خود انتقال مي دهند . دختر و پسري كه در يك خانواده اصيل رشد مي يابند ، سجاياي اخلاقي را از پدر و مادر خود به ارث مي برند و در برخورد با دشواري ها و سختي هاي زندگي هرگز از جاده درستي و راستي خارج نمي شوند . به عبارت ديگر پايبندي به آبرو و حيثيت ، آنان را از انحراف باز مي دارد .
2- ايمان و دين داري : پايبندي به اصول آيين اسلام يكي از عوامل خوشبختي خانواده است . دختر و پسري كه ديندار واقعي باشند از انجام بسياري از اعمال خلاف خودداري مي كنند ، زيرا پايبندي به دين آنان را از انجام اعمال حرام و خلاف باز مي دارد .
دين عاملي دروني است كه هميشه همراه افراد است و آنان را از ارتكاب اعمال خلاف انساني باز مي دارد ؛ در حالي كه قانون يك عامل بيروني است و طبعاً تأثيرات عامل بيروني در حد ايمان نيست . به همين مناسبت وقتي از پيشوايان ديني سؤال مي شد كه با چه گروهي بايد ازدواج كرد ؟ در پاسخ مي فرمودند : بر تو باد ازدواج با افراد متدين . يعني سعي كن با همسري ازدواج كني كه ديندار باشد ، زيرا دينداري عامل قوي و استواري است كه در بسياري از موارد ، انسانها را از لغزش ها و ارتكاب اعمال خلاف باز مي دارد .
3- اخلاق نيكو : ناگفته نماند كه زندگي زن و مرد در محيط خانوادگي احتياج به اخلاق دارد ، زيرا تنها در پرتو قانون نمي توان زندگي كرد و همه انبياء نيز به خاطر زنده كردن اصول اخلاقي مبعوث شده اند .
رسول اكرم (ص) خود مي فرمود : همانا برانگيخته شدم تا مكارم اخلاق را بين مردم زنده كنم .
در محيط خانوادگي ، زن و مرد هر دو بايد اصول اخلاقي از قبيل نرمي و ملايمت ، گذشت و سازگاري و عفو و اغماض را رعايت كنند و هر گاه يكي از آن دو دچار لغزش و اشتباه شود ، بلافاصله به عذرخواهي پرداخته ، از ستیزه جویی و جدال جداً خودداري كند ، زيرا ستیزه جویی صميميت ها را از بين برده ، دشمني و نفاق را جايگزين آنها مي كند . بديهي است كه طرف مقابل هم بايد عذر و پوزش شخص خطاكار را پذيرا شود .
علي عليه السلام مي فرمايد : بدترين مردم كساني هستند كه عذر ديگران را پذيرا نمي شوند .
وقتي مردم از رسول خدا مي پرسند كه دختران خود را به ازدواج چه افرادي در آورند ؟ آن حضرت در پاسخ مي فرمايد : كسي كه اخلاقش نيكو و ديندار باشد . نكته جالب آن كه ایشان حُسن خلق را بر دينداري مقدم می دارند.
لازم به يادآوري است كه با مطالعه و بررسي روحيات پدر و مادر تا حدودي مي توان به خوش اخلاقي پسر و دختر پي برد .
4- رعايت اصول كفويت : در تركيبات شيميايي ، دو عنصري كه با يكديگر تركيب مي شوند هر قدر از نظر هويت وجودي به يكديگر نزديكتر باشند تركيب آن دو استوارتر و عميق تر انجام خواهد شد و اگر بين دو عنصر تقارن و پيوندي وجود نداشته باشد، تركيب ، سست و لرزان است و پس از زمان كوتاهي از بين خواهد رفت .
بنابراين براي اين كه پسر و دختر به ازدواج استواري دست يابند ، هر دو بايد اصول كفويت و همانندي را در ابعاد سني ، جسمي ، روحي و رواني ، فرهنگي و علمي رعايت كنند . به عبارت ديگر دختر ديندار بايد با شخص ديندار ازدواج كند . زيرا ديندار و بي دين به طور طبيعي در مواردي با يكديگر درگيري خواهند داشت . فرد تحصيل كرده هم بهتر است با شخص درس خوانده ازدواج كند تا يكديگر را درك كنند .
همچنين تجربه نشان داده است كه وقتي اختلاف سن بين دختر و پسر زياد باشد پس از گذشت سالياني چند استحكام خانواده دچار تزلزل مي شود .
البته بديهي است كه همانندي كامل به صورت تطابق امكان پذير نيست ، ولي اين عدم امكان نمي تواند از رعايت همانندي نسبي ممانعت به عمل آورد . بنابراين يكي از عواملي كه خوشبختي زن و شوهر را پس از ازدواج تضمين مي كند ، رعايت اصول كفويت در حد همانندي نسبي است .
ادامه دارد ...
در قسمت بعد مطالبی راجع به مهریه سنگین ، ازدواج با شخص شرابخوار و شریك نادان ارائه خواهد شد .
عوامل اخلاقي و رواني
بسياري از كساني كه ازدواجشان ناموفق بوده ، علت جدايي خود را عدم توافق اخلاقي ذكر كرده اند. هر چند ممكن است اين دليل، سرپوشي براي سايرعوامل باشد ، ولي واقعيت اين است كه نداشتن توافق اخلاقي شديدترين ضربه را به پيكر خانواده مي زند . عوامل اخلاقي و رواني در ازدواج به دو دسته تقسيم مي شوند :
الف) عوامل توفيق و حفظ زناشويي
1- حوصله و بردباري : كساني كه در قبال مسائل خانوادگي و اختلافات ِ بين خود و همسرشان حوصله به خرج نمي دهند و با بروز هر اختلاف كوچكي ، عكس العمل شديدي نشان مي دهند، زندگي زناشويي را به سوي ناسازگاري و اختلاف شديدتر مي رانند .
2- صداقت : صداقت اساس زندگي خانوادگي است . چنانچه زن و شوهر مطالبي را از هم پنهان كنند يا دروغ بگويند ، اعتماد و اطمينان آنان از يكديگر سلب مي شود و در ادامه زندگي با مشكل مواجه مي گردند .
3- خلوص : منظور از خلوص ، سادگي ، پاكي و بي آلايشي رفتار است . اگر بين زن و شوهر ريا و تظاهر حكمفرما باشد ، زندگي صفا و صميمت خود را از دست خواهد داد .
4- مهرباني : زن و شوهر بايد يكديگر را دوست داشته ، نسبت به هم مهربان و در غم و رنج يكديگر شريك و ياريگر هم باشند .
5- از خود گذشتگي : زن و شوهر بايد در مقابل يكديگر گذشت داشته باشند و وضعي را پيش نياورند كه با لجاجت ، زندگي را به كام خود تلخ كنند.
6- صميميت : صميمت حالتي است كه در آن، بين زن و شوهر دورنگي نباشد و آنچه از هم در دل دارند بگويند و غمخوار يكديگر باشند و در اين زمينه از صميم قلب عمل كنند . صميمت آيينه اي است كه آنچه در ذهن و رفتار است در آن منعكس مي شود . صميميت با ملايمت همراه است و حتي اگر اعتراض با صميميت و احترام همراه باشد ، مشكلي ايجاد نخواهد كرد زيرا آنها با يكديگر منافاتي ندارند .
7- اعتماد و اطمينان : عدم وجود اعتماد در زندگي از مهمترين دلايل بروز نابساماني است . بنابراين رفتارها و حركاتي كه ممكن است از طرفين سلب اعتماد كند ، بايد كنترل شود تا زوجين از جميع جهات نسبت به يكديگر تفاهم كامل داشته باشند .
8- نظم و انضباط : عدم رعايت نظم و انضباط در امور داخلي خانه از موارد اختلاف انگيز است . زن يا شوهري كه نظافت و بهداشت خانه را رعايت نكند ، مورد اعتراض قرار مي گيرد . اگر هر دو بي نظم باشند ، زمينه اعتراض كمتر به وجود مي آيد.
9- همكاري : همكاري داراي دو جنبه فكري و عملي است . اموري مانند شستن ظروف و البسه ، خريد لوازم مورد نياز ، جارو كردن و امثال آن ، به عنوان جنبه عملي همكاري مطرح اند و همفكري براي رفع مشكلات و گرفتاريهاي مالي ، بررسي ِ امور مربوط به فرزندان ، طراحي برنامه هاي كوتاه يا بلند مدت براي زندگي و مشابه آن ، مربوط به جنبه فكري همكاري مي باشند . زن و شوهر بايد در هر دو زمينه با هم همكاري نمايند.
10- سازگاري : وضعيت خانواده ممكن است در شرايط مختلف از نظر روحي و رواني و رفاه و آسايش دگرگوني هايي داشته باشد . در تلاطم زندگي ، چنانچه زوجين قدرت سازگاري داشته باشند و بتوانند خود را با شرايط تطبيق دهند ، بقاي خانواده تضمين مي شود .
11- تعهد : زن و مردي كه عقد ازدواج بسته اند ، بايد به تعهدات خود پايبند بوده و همواره در نظر داشته باشند كه سرپيچي از تعهدات زندگي زناشويي ، عواقب بدي را به دنبال خواهد داشت.
12- سخاوت : خسيس بودن هر يك از زوجين ادامه زندگي را مشكل مي كند . مرد بايد در اقتصاد خانواده ، ميانه روي را اختيار كند و همسر خود را نيز در هزينه هاي زندگي به اعتدال توصيه نمايد و در اين زمينه با هم هماهنگ شوند . دادن هديه به يكديگر به مناسبت هاي مختلف ، محبت و گرمي خانواده را افزايش مي دهد و موجب استحكام پايه هاي زندگي زناشويي مي گردد .
13- وفاداري نسبت به هم : آنچه زن و شوهر بايد تا آخر عمر آن را مـَد نظر داشته باشند ، رعايت حقوق همسر است . همسران متعهد تا پايان عمر از وظايفي كه نسبت به همسر خود پذيرفته اند ، شانه خالي نمي كنند .
14- احساس مسئوليت : هريك از زوجين بايد نسبت به وظايفي كه در رابطه با خانواده به عهده دارند ، احساس مسئوليت كنند .
15- انعطاف پذيري : با انعطاف پذيري ، زن و مرد مي توانند در جهات و ابعاد مختلف ، مشكلات را كاهش دهند و از دامن زدن به اختلاف ها جلوگيري نمايند .
ب) وجوهي از اختلاف هاي زناشويي :
1 - اختلاف در خواسته ها : زندگي زن و شوهري كه خواسته هاي غير واقعي و متفاوت از يكديگر دارند ، رو به نابساماني مي رود . از اين رو ، زوجين بايد خواسته هاي خود را هماهنگ نمايند .
2- اختلاف در سليقه ها و علاقه ها : وجود اختلاف سليقه و علاقه در افراد ، طبيعي است و چنانچه در زندگي زناشويي ، اين اختلاف موجب هماهنگي بين زن و شوهر شود ، زندگي آرامي به وجود مي آيد .
3- اختلاف در ديدگاه ها و آرزوها : انسان موجودي است با آرزوهاي نامحدود ، چنانچه زن و شوهري با ديدگاه هاي مختلف و آرزوهاي متفاوت كه احتمال حصول به آنها كم باشد ، نتوانند در زندگي زناشويي خود هماهنگي ايجاد كنند ، زندگي شاد و موفقي نخواهند داشت .
4- اختلاف در خـُلق و خو : بعضي از افراد بسيار خشن ، متكبر ، خودخواه و از خود راضي اند و برخي روحيه اي گرم دارند ، خوش برخورد ، متواضع و مردم دوست هستند. بنابراين توافق اخلاقي ، در صدر عوامل و شرايطِ انتخاب همسر قرار دارد .
5- اختلاف در ميزان هوش : اختلاف فاحش ِ سطح هوش ِهمسران نسبت به يكديگر ممكن است در زندگي مشكلاتي ايجاد نمايد .
6- اختلاف در ابعاد معنوي : مرد و زني كه از نظر رعايت و پايبندي به امور معنوي متفاوت هستند ، زندگي بي دغدغه اي نخواهند داشت . بنابراين در امر ازدواج ، بايد بُعد اعتقادي به ويژه جنبه هاي معنوي آن مورد توجه خاص قرار گيرد و از طـُرق مختلف اطمينان به پايبندي طرف مقابل احراز شود .
عوامل اقتصادي
عوامل اقتصادي مي توانند عامل اختلاف در زندگي زناشويي باشند و مهمترين آنها عبارتند از :
الف ) مسكن :
هر خانواده اي به يك واحد مسكوني مستقل نياز دارد . قبل از ازدواج نيز بايد اين مسئله حل شود . آنچه مهم است ، استقلال در مسكن است ولو اجاره آپارتماني 50 يا 60 متري يا كوچكتر ، زوجين بايد سعي كنند حتي الامكان جدا از پدر و مادر زندگي نمايند . بعضي از زوجين اصرار دارند كه با پدر و مادر و يا اقوام ديگرشان در يك خانه زندگي كنند و برخي حتي ، آن را جزء شرايط ازدواج قرار مي دهند . در اين مورد بايد بررسي لازم به عمل آيد و به اين مسئله توجه شود كه در نهايت ، چنين برنامه اي به ناراحتي و اختلاف منجر نشود .
ب) وسايل زندگي :
برابر رسم معمول ، دختر جهيزيه اي با خود به خانه بخت مي برد . چنانچه شوهر مقدار جهيزيه را دستاويزي براي تحقير همسرش قرار دهد ، زمينه ناسازگاري ايجاد خواهد شد . درست است كه اقتصاد ، نقش بسياري در زندگي دارد ، ولي نبايد اساس و پايه زندگي زناشويي قرار گيرد .
بعضي خانواده ها با وسايل عادي مانند يخچال ، تلويزيون ، فرش معمولي و ساير وسايل مورد نياز ، زندگي را مي گذرانند . ولي برخي ديگر ، زندگي لوكس و مرفهي دارند و هميشه از آخرين مدلِ لباس ، اتومبيل ، مبلمان ، فرشهاي گرانبها ، وسايل خارجي و تجهيزات تفريحي و ورزشي استفاده مي نمايند . دختر و پسر جواني كه در دو زندگي متفاوت بزرگ شده اند ، به ندرت مي توانند با هم سازش كنند . پسر جواني كه درآمد كافي براي تهيه وسايل لوكس براي دختري از خانواده اي مرفه را ندارد ، دير يا زود مورد اهانت و اعتراض همسر خود قرار مي گيرد . بنابراين قبل از ازدواج ، در انتخاب همسر بايد به شرايط زندگي طرف مقابل توجه شود .
ج) هزينه هاي رفاهي و معيشتي :
در جامعه ما معمولاً تأمين هزينه زندگي به عهده شوهر است . بعضي از دختران ملاك ازدواج را ميزان درآمد پسر قرار مي دهند تا بتوانند هزينه هاي زندگي را در سطح عالي تأمين نمايد . گاه توقع زياد موجب مي شود كه پسر با وجود داشتن شرايط مناسب از ازدواج منصرف شود . بنابراين دختر و پسر قبل از ازدواج بايد شرايط شغلي ، درآمد و توقع همسر خود را در نظر بگيرند و در انتخاب همسر با آگاهي و بصيرت تصميم گيري نمايند .
نقش عوامل اجتماعي
پسري كه در يك خانواده اشرافي بزرگ شده ممكن است با دختري از يك طبقه متوسط يا پائين به خاطر زيبايي و يا همكلاسي بودن ازدواج نمايد . شايد اين موضوع در ابتدا مشكلي فراهم نياورد ، ولي به تدريج عدم معاشرت پدر و مادر و خانواده شوهر با خانواده زن ، به سبب اين كه به حيثيت اجتماعي آنها لطمه مي خورد ، منجر به ناسازگاري و اختلاف مي گردد و اگر به طلاق منجر نشود ، زندگي موفقي هم نخواهد بود . اين حالت در مورد دختر نيز مي تواند ايجاد گردد .
چنانچه جواني با خصوصيات برجسته ، ولي از طبقه اجتماعي متوسط يا پائين بخواهد با جواني از طبقه اجتماعي بالاتر ازدواج كند ، بايد او و خانواده اش را با ويژگي هاي خود آشنا نمايد و با تشكيل جلساتي جهت شناخت بيشتر ، آنان را با اقوام و خويشاوندان خود مواجه سازد . در اين حالت احتمال ناسازگاري كمتر، خواهد بود .
چنانچه فرد امكان پيشرفت و تحرك اجتماعي به پايگاه اجتماعي بالاتر را دارد بايد با فردي كه همان شرايط را دارا است ، ازدواج نمايد . به طور كلي در اين مبحث مي توان گفت كه هر چه طبقه اجتماعي دختر و پسر به هم نزديكتر باشد ، موفقيت در ازدواج بيشتر است .
ادامه دارد ...
عوامل فرهنگي
عوامل فرهنگي ابعاد مختلفي دارد كه مهمترين آنها عبارتند از :
الف) دين و مذهب :
دختر و پسري كه با اعتقادات ديني متفاوت ازدواج مي كنند ، پس از فروكش كردن احساسات پُرشور اوليه با مشكل مواجه مي شوند . به عنوان مثال ازدواج يك پسر شيعه مذهب با يك دختر اهل تسنن ، مشكل اختلافات ديني را در پي خواهد داشت . هر چه تعصبات ديني بيشتر باشد اين درگيري بيشتر مي شود .
زن و شوهري كه داراي دو مذهب متفاوت اند مسلماً در چگونگي تربيت فرزندان خود با مشكلات و مسائل زيادي مواجه خواهند شد و فرزندشان هم در آموزش و تربيت دچار سردرگمي مي شود . دختر مسيحي روز يكشنبه به كليسا مي رود و پسر مسلمان در شب عاشورا به عزاداري امام حسين (ع) و مراسم دعا در شبهاي جمعه روي مي آورد . اين عدم هماهنگي در فرايض و مراسم ديني مي تواند زمينه اي براي ناسازگاري خانوادگي باشد .
مرد مسلمان مسافرت هاي زيارتي و حج را دوست دارد ، در حالي كه زن مسيحي رغبت به چنين برنامه هايي ندارد و يا در مورد حج ، اجازه انجام اعمال را ندارد .
ب) آداب و رسوم :
در جوامع مختلف آداب و رسوم متفاوتي رايج است و گاه عقايد يك جامعه با عقايد جامعه ديگر در تضاد مي باشد . اين موضوع به خصوص در مسئله ازدواج قابل توجه است . آداب و رسوم دِه با شهر ، اصناف و طبقات اجتماعي مختلف با يكديگر متفاوت است . خانواده هايي كه از فرهنگ غرب تقليد مي كنند با خانواده هاي سنتي نمي جوشند . پس بايد در اين زمينه نيز دقت لازم انجام شود .
ج) لباس پوشيدن و آراستن ظاهر :
هر فردي تفكرات ، اعتقادات و باورهاي مخصوص به خود را دارد كه نمودهايي از اين طرز تفكر در چگونگي نوع پوشش و آرايش ظاهري هر فرد نمايان مي شود .
برخي از جوانان ممكن است از لباس هاي مُد روز استفاده نمايند . از اين رو پسر و دختري كه مي خواهند با هم ازدواج كنند ، حتي الامكان نبايد طرز لباس پوشيدن و آرايش ظاهري آنها با هم متفاوت باشد .
د) سنتهاي غير معمول :
در بعضي از خانواده ها ، سنتهاي خرافي و نامعقول وجود دارد مثلاً :
1- مرد در خانه تصميم گيرنده است و زن بايد از او اطاعت كند ، به طوري كه مرد سالاري در خانواده حكمفرما مي شود .
2- زن حاكم است و به اصطلاح زن سالاري وجود دارد.
3- به دختر اهميت نمي دهند و داشتن دختر يك نوع بدشانسي محسوب مي شود.
4- تحصيل دختران را ضروري نمي دانند و معتقدند كه كار زنها جز بچه داري و خانه داري نيست .
5- زنها را به صورتهاي مختلف تحقير مي كنند و آنها را به اسامي بد صدا مي زنند .
6- مردها از گرفتن چند زن ابا ندارند .
7- انجام ازدواج موقت ( صيغه كردن ) را عيب نمي دانند.
8- بي بند و باري و دير آمدن شوهران به خانه چندان مهم نيست ، ولي كوچكترين خطا از جانب زن مصيبتي بزرگ است و به شدت با آن برخورد مي شود .
9- زنها را به عنوان موجوداتي كه بايد كار كنند و سهم نبرند مي شناسند .
10- مرد در ثروت زن و مصرف آن دخالت مي كند و هيچ استقلال و شخصيتي براي او قائل نيست .
و موارد ديگري از اين قبيل كه لازم است دختر و پسري كه مي خواهند ازدواج كنند بايد در مورد خانواده مورد نظر خود تحقيق نمايند و در صورت مشاهده چنين سنتهايي ، از وصلت با آنها خودداري نمايند.
ر) اعتقادات و باورها :
دختري كه تمام هم و غمش توجه به لباس و تجملات است ، تحمل مردي كه تمام اوقات خود را به مطالعه مي گذراند ، ندارد . در زندگي هر فردي ارزشها و ضد ارزشهاي فرهنگي نقش مهمي دارد. بايد توجه داشت كه كدام ارزش و عقيده ، خوب يا بد است . اين موضوع بايد قبل از ازدواج مورد توجه قرار گيرد و فرد ، همسري را انتخاب كند كه اعتقادات و باورهايش به اعتقادات و باورهاي او نزديك باشد .
عوامل جسماني و ژنتيكي
با اين كه زيبايي ظاهري ممكن است دوام نداشته باشد و خيلي زود جاي خود را به وضع جديدي بدهد ، دو نفري كه مي خواهند يك عمر با هم زندگي كنند ، بايد از قيافه يكديگر خوششان بيايد . بعضي از دختران و پسران شيفته ظاهر مي شوند و ساير عوامل را ناديده مي گيرند . عده اي از پسران كه خود داراي قيافه زيبايي نيستند ، توجه خاص به دختران زيبا دارند ، عكس اين حالت نيز ممكن است . البته زيبايي و زشتي قراردادي است و از ديدگاه هاي مختلف فرق مي كند ، ولي آنچه مطلوب جامعه است معمولاً به صورت مُد مطرح مي شود . علاوه بر اين ، مسئله ژنتيك از نظر داشتن فرزندان سالم و باهوش از اهميّت بسياري برخوردار است . بعضي از مردان كوتاه قد ، زنان بلند قد را انتخاب مي نمايند تا فرزندان آنان كوتاه قد نشوند و گاهي عكس اين مسئله نيز صادق است . از طرف ديگر ازدواج هاي فاميلي كه در آنها احتمال تولد بچه هاي معلول و ناسالم و يا كودن و عقب مانده ذهني زيادتر است ، مسئله اي است كه بايد با انجام آزمايش هاي لازم و قبل از ازدواج مورد توجه قرار گيرد .
عوامل سياسي
اختلاف نظر در امور سياسي به دليل وجود زير بناي عقيدتي ، حتي ممكن است بين پدر و مادر و فرزندان و خويشاوندان جدايي بيندازد . ديده شده است كه پدر ومادر به علت اختلاف عقيده سياسي ، با همه علاقه و محبتي كه نسبت به فرزندشان داشته اند ، او را از خانه طرد كرده اند . چنانچه ازدواجي با دو خط فكري سياسي متفاوت صورت گيرد منجر به جدايي مي شود . بنابراين شناخت نحوه تفكر سياسي ، قبل از ازدواج در انتخاب همسر از اهميت زيادي برخوردار است .
سن
سن ازدواج در شرايط جغرافيايي و اقليميِ مختلف متفاوت است . معمولاً در مناطق گرم ، سن بلوغ و ازدواج پائين تر و در مناطق سرد و كوهستاني بالاتر است . مهم نيست كه در چه سني فرد ، بالغ مي شود . مهم اين است كه دختر و پسر به بلوغ فكري ، عاطفي و روحي لازم براي ازدواج رسيده باشند و بتوانند مسئوليت زندگي مشترك را بپذيرند .
اختلاف سن دختر و پسر با در نظر گرفتن موقعيت جغرافيايي و عوامل فرهنگي متفاوت است . گاه تفاوت سن تا ده سال هم مشكلي ايجاد نمي كند . ولي بايد بين سن زوجين تناسب منطقي و معمولي وجود داشته باشد . دختر و پسري كه براي بار اول مي خواهند ازدواج كنند و بين 18 تا 30 سال دارند ، اختلاف بين چهار تا پنج سال مناسب است . در مورد اختلاف سن در ازدواج دوم ، اهميت مسئله به اندازه ازدواج اول نيست . سن ازدواج از دو نظر ديگر هم بايد مورد توجه قرار گيرد:
الف) جنبه رواني
انسان در فرايند رشد از نظر رواني در سنين مختلف ويژگي هاي متفاوتي دارد . يك جوان و يك پيرمرد از لحاظ روحي و رواني يكسان نيستند ، هر چه سن بالاتر مي رود حالت روحي تغيير مي كند و رو به ركود مي رود. بنابراين ازدواج يك مرد پنجاه يا شصت ساله ، با يك دخترهجده ساله از لحاظ رواني به سعادت و خوشبختي نمي انجامد و دير يا زود به علت عدم ارضاي نيازهاي رواني ، عروس جوان با دلمردگي به انتظار مرگ شوهر سالخورده اش مي نشيند يا خواهان طلاق مي شود . عكس اين حالت نيز صادق است . بنابراين دختر و پسر نبايد تحت تأثير پول ، مقام اجتماعي ، مقام علمي و ساير امتيازهاي ارزشمند ، سن همسر آينده خود را ناديده بگيرند .
ب) جنبه فيزيولوژيكي
همان طور كه سن بر روان انسان اثر مي گذارد ، با بالا رفتن آن قواي جسماني هم رو به تحليل مي رود و علاوه بر جنبه هاي رواني ، نيازهاي جسماني نيز مختل مي شود .
شغل
نوع شغل نيز در انتخاب همسر از اهميت ويژه اي برخوردار است و برخي دختران به سطح شغل همسرشان اهميت مي دهند و از نظر آنها نوع شغل مهم است . براي گروهي ديگر سطح شغل مهم نيست ، آنان همسري مي خواهند كه امكانات رفاهي آنها را فراهم سازد و درآمد زيادي داشته باشد . دختران شاغلي هم هستند كه مايلند همسرشان در حوزه شغلي آنان كار نمايد . بنابراين نوع شغل ، سطح شغل ، محل شغل و ميزان درآمد در انتخاب همسر مؤثر است .
نگرش شوهر به شغل همسر
بعضي از مردان با اشتغال همسرشان در خارج ازخانه مخالف اند و در پي همسري هستند كه فقط خانه دار باشد ، و روي اين مسئله به قدري تكيه دارند كه آن را جزء شرايط ازدواج قرار مي دهند . عده اي نيز برعكس دوست دارند كه همسرشان شاغل باشد و نظر اصلي آنها از اين اشتغال كسب درآمد است . برخي هم كسب درآمد همسر برايشان مهم نيست و هدف آنها از اشتغال همسر در خارج از خانه اين است كه با جامعه ارتباط داشته و اجتماعي تر باشد . برخي مردان مايل اند همسرشان فقط در كارهاي آموزشي ، آن هم در رابطه با دختران كار كنند ، مثل آموزگاري يا دبيري مدارس دخترانه . براي گروهي از مردان نوع كارهمسرشان مهم نيست فقط تمايل دارند كه او به كارهاي نيمه وقت بپردازد ، تا به كارهاي خانه نيز برسد . بعضي از مردان نيز مايل اند كه همسرشان در محيط كارِ خود آنان شاغل باشد . بنابراين نگرش مرد در رابطه با اشتغال همسرش در ازدواج بايد مورد توجه قرار گيرد . كساني هستند كه پس از ازدواج براي كسب درآمد بيشتر به بيش از يك اشتغال رو مي آورند و گاه ممكن است زن و مرد هر دو داراي دو شغل باشند . اشتغال خانواده به بيش از يك شغل ، گاه به علت نياز ، گاه به علت علاقه به كار و يا حرص به درآمد بيشتر است . در صورت اول شايد علت موجه و براي رفاه خانواده باشد ، ولي در صورت دوم و سوم به هيچ وجه اشتغال ضرورت ندارد و موجب مي شود كه زندگي خانواده حالت سرد و بي روح داشته باشد .
نقش زناشويي
اگر چه زناشويي تنها قسمتي از يك زندگي خانوادگي موفق است ، ولي نقش و تأثير مهمي در موفقيت و يا عدم موفقيت آن دارد . به دور از تعصبات بايد گفت كه ارضاء نشدن در امور زناشويي ممكن است سبب بسياري از اختلافات ، عدم احساس امنيت ، احساس محروميت ها ، ناكامي ها و غيره شود. زن و شوهرهايي كه به علل مختلف مانند نداشتن اطلاعات كافي ، تعصبات ، ترسها ، انحرافات و ... در اين زمينه قادر به ارضاء يكديگر نيستند ، زندگي مشترك شان با مشكل مواجه مي شود. اطلاعات صحيح و كافي در اين مورد بايد به وسيله والدين ، سازمانهاي صالح و رسانه هاي گروهي در اختيار نوجوانان و زن و شوهرهاي جوان قرار گيرد.
شروع زندگي مشترك زناشويي در استان كهكيلويه و بوير احمد از زماني است كه پس از پسند دختر، بستگان درجه اول پسر، موضوع خواستگاري را به صورت سربسته عنوان مي كنند. چنانچه طرفين ازدواج به سرگيري آن وصلت رضايت دهند ، تعدادي از بستگان داماد به منزل عروس رفته و رسماً دختر را خواستگاري مي نمايند. در اين زمان پس از صحبتهاي اوليه و مقدماتي و زمينه چيني، يكي از بزرگان و ريش سفيدان خانواده ي داماد رسماً علت آمدن خود را كه خواستگاري باشد عنوان مي نمايند. پس از اعلام رضايت پدر دختر وخود دختر چند روز پس از مراسم خواستگاري، عده اي از زنان و نزديكان داماد به خانه ي عروس آينده ي خود رفته و او را « نشانه بندان» مي كنند. هداياي « نشانه بندان» عبارتند از: يك دست لباس محلي، طلاجاتي همچون انگشتر ، النگو، گردنبند و نيز ساعت كه زنان خويشاوند با داماد ، آنها را با صلوات به عروس آينده خود مي دهند. بعد از پايان «نشانه بندان» از پدر عروس اجازه گرفته ميشود كه از طرف پدر داماد هزينه و مخارج عروسي به خانه پدر عروس فرستاده شود. كه اين « باروزي» ناميده مي شود.
«باروزي» شامل قند و شكر، گوسفند، چاي، پياز، برنج، سيب زميني، حبوبات و آرد مي باشد كه ميزان آن متناسب با وضعيت اقتصادي خانواده ها ي مختلف، متفاوت خواهد بود.
پس از اتمام «باروزي» تعدادي از ريش سفيدان دو طايفه ي عروس و داماد دور هم جمع شده و «با شلاق بران» انجام مي شود. در اين استان رسم بر اين بوده كه جهيزيه ي عروس درقالب «با شلاق بران» تهيه شود يعني كه پدر داماد مبلغي را به پدر عروس يا ولي عروس پرداخت نمايد. او كالاها و اجناسي را كه توسط خانواده ي دختر تعيين و مشخص مي شود خريداري نموده و پس از صورت برداري تحويل خانواده ي عروس مي دهد.
قبل از شروع جشن عروسي و طبق يك سنت، مادر عروس تعدادي تسبيح، جوراب و دستمال جيبي را در داخل جهيزيه ي دختر خود مي گذارد تا او پس از رفتن به خانه ي شوهر و با مشورت مادرشوهر خود به اقوام و نزديكان شوهرش اهداء نمايد.
در استان كهكيلويه و بوير احمد، مدت جشن و پايكوبي براي يك عروسي سه الي هفت روز تعيين مي شود. در طول اين مدت خانواده هاي طرفين به طور جداگانه و مستقل ، از اقوام و آشنايان خود پذيرايي مي نمايند. در آخرين روز اين مراسم خانواده ي داماد همراه با كارواني به خانه ي عروس رفته و طي مراسم شادي و پايكوبي كه همراه با ساز و آواز و دهل است عروس را به خانه ي بخت مي آورند. پس از اينكه عروس به خانه ي بخت رفت به مدت سه روز با كسي ديدار نمي كند. با گذشت اين سه روز تا يك هفته ، مادر عروس به همراه تني چند از زنان آشنايان و بستگان به منزل داماد رفته دختر و داماد خود را به خانه ي خود دعوت مي كند. اين رسم كه به آن «واطلبون» گفته مي شودعروس و داماد پس از اقامتي چند روزه به خانه ي خود باز مي گردند. لازم به ذكر است مدت اين اقامت كمتر از هفت روز خواهد بود.
آيين خواستگاري و ازدواج در استان كهكيلويه و بويراحمد معمولاً براي برقراري روابط خوب و حسنه در ميان طوايف مختلف مطرح بوده باعث صلح و صفا و صميميت مي شده، در عين حال نوعي ازدواج تحميلي در اينجا وجود داشته كه اكنون با بالا رفتن سطح دانش و بينش و نگرش و پيشرفت فرهنگ عمومي بندرت گزارش مي شود. اين نوع ازدواج كه «خون بس» نام دارد با هر قتلي كه ميان طوايف و ايلات اتفاق مي افتاده، دختري از طايفه ي قاتل ، به عقد پسري يا يكي از پسران منسوب به طايفه ي مقتول در مي آمد . اين نوع ازدواج با اين ديد صورت مي گرفت تا صلح و سازش ميان خانواده ها و ايلات برقرار شود و هرگز به آينده و فرجام آن دختر توجه و انديشه نمي شد!
كسي بر گرفت از جهان كام دل كه يكدل ُبوَد با وي آرام دل
ازدواج سنگ بناي تشكيل خانواده است ، لذا آن را رابطه اي ديني و قانوني تعريف مي كنند كه مرد و زن را براي مشاركت هميشگي در زندگي به هم مي پيوندد.
در ايران ازدواج كاملاً مذهبي انجام مي گيرد. عاقد خطبه ديني مي خواند و عقد را جاري مي كند و اين امر را در اسناد رسمي ثبت مي نمايند و ضوابط و شرايط را در عقد نامه مي نويسند. در امر ازدواج و تشكيل خانواده در جامعه هاي گوناگون ، اهداف و انگيزه هاي متعددي وجود داشته است.
در مكتب اسلام اين اهداف و انگيزه ها بدين قرار ذكر شده است :
1- ايجاد كانون آسايش و آرامش براي زن و مرد .
يكي از مهمترين و شايد اولين انگيزه ازدواج براساس اين مكتب ، ايجاد كانوني است كه در آن زن و مرد احساس آرامش كنند . زيرا زنان آرامش دهنده رواني مردانند و زن و مرد به دوستي با هم نيازمندند .
در قرآن كريم آيه 21 ، سوره روم خداوند مي فرمايد :
" از نشانه هاي او ( خدا ) اين است كه از خود شما برايتان همسراني آفريد تا در كنار آنها آرام گيريد و ميان شما دوستي و صميميت به وجود آورد . به راستي براي مردمي كه بينديشند در اين كار نشانه هايي است . "
2- حفظ عفت و پاكدامني
پيامبر اكرم (ص) مي فرمايد : " آن كس كه ازدواج كند نيمي از دينش را حفظ كرده است و بر اوست كه نصف ديگر را از خطر دور بدارد . "
3ـ دوستي ، محبت و عشق
از محبت نار نوري مي شود وز محبت ديو حوري مي شود
روان شناسان يكي از نيازهاي اساسي و مهم آدمي را نياز به محبت ذكر كرده اند . آدمي در هر سن و مرحله اي از حيات خويش به محبت احتياج دارد و علاقه مند است كه ديگران او را دوست بدارند و به او مهر بورزند.
يكي از راه هاي مهم و مؤثر ابراز مهر و محبت و برقراري دوستي بين زن ومرد ، ازدواج است . آثار محبت و تبديل آن به عشق و علاقه وافر و همبستگي عميق رواني و عاطفي ، پيوند زن و مرد را تحكيم بخشيده ، فضاي خانواده را به فضايي صميمي ، گرم ، پرطراوت ، شاداب و بالنده مبدل مي كند .
محبت كردن و محبت ديدن ، رضايت خاطر پديد مي آورد و تعادل رواني زن و مرد را ممكن مي سازد . محبت صفا دهنده وجود است و شفابخش دردها .
4ـ برقراري تعادل در وجود آدمي ، تأمين سلامت جسم و روان ، رهايي از تنهايي
يكي از انگيزه هاي مهم ازدواج تأمين سلامت جسم و روان زن و مرد از طريق ارضاي احتياجات جسماني و رواني است . نياز به امنيت خاطر ، نياز به معاشرت ، نياز به درددل ، نياز به تغذيه و ... كه اگر به درستي و به موقع ارضاء نشوند و از جاده اعتدال خارج گردند ، نابساماني ها و زيان هاي فراواني را در زندگي فردي و اجتماعي پديد مي آورند . لذا ازدواج از عوامل مهم و مؤثر در ايجاد آرامش و سكون آدمي و سبب اساسي تعادل وجود است .
ازدواج به زندگي زن و مرد جهت مي بخشد و مرد و زنِ نگران ، مضطرب و سركش را آرام ساخته ، موجبات حفظ سلامت تن و روان آنان را فراهم مي كند .
خودداري از ازدواج و در نتيجه عدم ارضاي پاره اي از نيازهاي آدمي ممكن است زمينه اختلالات عاطفي و بيماري هاي جسماني و رواني را مساعد سازد و خروج از اعتدالِ وجود را ممكن نمايد .
5ـ كمك به رشد و تكامل يكديگر
يكي ديگر از انگيزه هاي ازدواج كمك به رشد و تكامل زن و مرد است . زيرا محيط گرم و صميمي و فضاي پر مودت و محبت خانواده فرصتي براي تبادل انديشه ها ، رشد اجتماعي ، فرهنگي و اخلاقي زن و شوهر و ديگر اعضاي خانواده است .
در سازمان خانواده ، افراد تحت تأثير دانش ها ، بينش ها و ديدگاه ها و مهارت هاي يكديگر هستند . در اين فضا پاره اي از استعدادهاي زن و مرد و ديگر اعضاي خانواده شكوفا مي گردد ، احساس و قبول مسئوليت و رشد اجتماعي ممكن مي شود و تعامل حاكم بر اين فضا به رشد شخصيت افراد كمك مي كند .
6ـ داشتن فرزند و يا فرزنداني سالم و شايسته
ميل به داشتن فرزند و تداوم نسل ، از انگيزه ها و اهداف مهمي است كه همواره در دوره هاي مختلف تاريخي موجب ازدواج و تشكيل خانواده شده است .
در قرآن كريم آمده است كه :
" پديد آورنده آسمانها و زمين ، براي شما از جنس خودتان همسراني آفريد و از چارپايان جفتها ، تا بر شمار شما بيفزايد . هيچ چيز مانند او نيست و اوست شنوايي بينا . "
وظايف و كاركردهاي اساسي خانواده
با توجه به اين كه خانواده يكي از تأسيسات اجتماعي است كه در دوره هاي مختلف تاريخي و در جوامع گوناگون وجود داشته و هم اكنون نيز به صورت هسته اي گسترش يافته ، داراي كاركردهاي مختلفي است . در جامعه هاي گوناگون ، اين كاركردها و وظايف به دلايل فرهنگي ، مذهبي ، اجتماعي و اقتصادي يكسان نيست .
اهم اين كاركردها عبارت است از :
1ـ همكاري در امور توليدي و اقتصادي خانواده
2ـ همفكري و همكاري در امور مربوط به تغذيه و بهداشت و ديگر كارهاي خانه
3ـ تكميل و تكامل زن و شوهر و ديگر اعضاي خانواده و كمك به رشد اخلاقي ، اجتماعي و عقلاني يكديگر
4ـ توليد مثل و داشتن فرزند
5ـ ارضاي تمايلات عاطفي
6ـ تأمين امنيت روحي اعضاي خانواده
7ـ پرورش و آموزش كودكان و نوجوانان
