اساس مستندات سازمان جهاني بهداشت چنانچه مرز HIV / ايدز در بين معتادان تزريقي كشورها از 5 درصد بگذرد، اين آمار در كمتر از 6 ماه با رشد تصاعد هندسي افزايش يافته و هشداري جدي براي كشورهاي مبتلا به خواهد بود.
خبرگزاري دانشجويان ايران اين درحاليست كه به گفته متخصصان، هم اكنون مرز HIV / ايدز در بين معتادان تزريقي كشور از مرز 5 درصد گذشته و ايران تنها يك سال ديگر براي جلوگيري از دو برابر شدن و انتشار ناگهاني آن در جامعه فرصت دارد.
يافتههاي تحقيقاتي سازمان بهداشت جهاني حاكيست كه درمان اعتياد تا 80 درصد از فعاليتهاي مجرمانه و بين 30 تا 50 درصد از مراجعات به بيمارستانها را ميكاهد؛ اين در حاليست كه احتمال ابتلا به ويروس ايدز در بين آن دسته از معتادان تزريقي كه درمان نميشوند، 6 برابر بيشتر از آناني است كه تحت پوشش درمان قرار گرفته و در آن باقي ميمانند.
همچنين با توجه به اين كه به ازاي هر يك دلار هزينه صرف شده براي درمان، هزينههاي مرتبط با جرايم مواد مخدر بين 4 تا 7 دلار كاهش مييابد، اين گزينه، كم هزينهترين راه جهت مقابله با اعتياد است. اگر صرفهجويي در هزينههاي درماني نيز به اين ميزان افزوده شود، اين نسبت يك به 12 خواهد شد. بعلاوه هزينه سالانه، بسته به نوع درمان و براي هر شخص بين يك پانزدهم و يك سوم هزينه گزينه زندان يا عدم رسيدگي به معتاد است.
عليرغم تمام اين تاكيدات و با توجه به اين كه پيام امسال «روز جهاني مبارزه با مصرف و قاچاق مواد مخدر» «اعتياد، درمان، راهكاري موثر» ذكر شده است، جاي اين پرسش باقيست كه آيا ايران به روش مشترك «درمان اعتياد» دست يافته است؟
دكتر نصيري منش، پزشك درمان اعتياد با بيان اين كه ايران تنها كشوري است كه در مورد اعتياد «مانوري» تصميم ميگيرد، به ايسنا ميگويد: با استفاده مكرر از مواد مخدر قسمتهايي از مغز كه مرتبط با حس لذت هستند، 6 ماه تا يك سال بعد از مصرف مواد مخدر به شدت آسيب ديده و فرد ديگر قادر نيست از لذايذ طبيعي زندگي بهره ببرد و لذت مصرف مواد به شكل كاذب جاي آنها را پرميكند اما اين لذت از مصرف مواد بيش از چند ماه طول نخواهد كشيد.
وي با تاكيد بر اين كه بدن معتاد پس از مصرف مواد مخدر دچار اختلالات شديد جسمي و روحي (علايم ترك) ميشود، ميافزايد: بر اين اساس معتاد بدون حس لذت به علت تاثيرات مواد بر روي سلولهاي مغزي فقط تمايل به مصرف دارد؛ بنابراين بايد مادهاي او را از اين حالت رها كند. پس از مصرف مواد نيز اطرافيان معتاد فكر ميكنند او كيفور شده است؛ در حاليكه بعد از اين مرحله وي تازه به حالت عادي ميرسد.
دكتر نصيريمنش ميافزايد: از آن جا كه مرفينهاي طبيعي داخل مغز فرد معتاد به دليل مصرف مواد مخدر از دست رفته، در نتيجه هر گونه فشار بيروني براي منع وي از مصرف، فايدهاي نداشته و معتاد بايد به هر ترتيب مواد مصرفي خود را بدست آورد؛ همانند بيمار مبتلا به فشار خون يا ديابت كه نميتوان او را از مصرف دارو تا پايان عمر منع كرد.
متادون «ناجي افسانهاي» جامعه از رشد خطر HIV / ايدز
به گفته وي در شرايط كنوني كه تمامي روشهاي دارويي براي جبران اين خسارت در معتاد امتحان شده و نتيجهاي دربرنداشته است، دنيا «متادون» را بهترين دارو براي درمان اعتياد و مؤثرترين روش «پيشگيري از تزريق و گسترش روند رو به رشد HIV / ايدز» دانسته است.
اين پزشك درمان اعتياد، متادون را «ناجي افسانهاي» جامعه از رشد خطر HIV / ايدز خوانده و اظهار ميكند: درمان با متادون قادر است قسمتهاي آسيبديده مغز معتاد بر اثر مصرف مواد مخدر را تحت پوشش جبرانكننده قرار دهد؛ بنحوي كه معتاد تا هنگامي كه تحت درمان اين داروست، نشئگي و خماري نداشته و بدين خاطر توانايي بازگشت به كار و شغل را پيدا ميكند، اشتها پيدا كرده و تاثيرات شگرفي در خلق و خو و عواطف خانوادگي وي بوجود ميآيد.
وي تاكيد ميكند: متادون به عنوان داروي موثر درمان معتادان، درحالي در كشور مورد بيمهري قرار ميگيرد كه تعداد زيادي از معتادان بدليل پاسخ نيافتن از بسياري داروها، از درمان نااميد شدهاند و HIV / ايدز ضربه سنگيني به بدنه بهداشتي كشور وارد ميكند.
«مشكلات قانوني» و مجرم تلقي كردن معتاد مهمترين عامل طرد «متادون»
دكتر نصيريمنش، مهمترين عامل طرد «متادون» در سيستم درماني كشور را «مشكلات قانوني» دانسته و با اشاره به اين كه دستهايي در گذشته (رژيم سابق) دارويي را كه بايد تا سالهاي طولاني و گاهي تا پايان عمر براي معتادان تجويز ميشد، در مدت زمان 20 روزه تجويز و سپس آن را قطع كرد، يادآور ميشود: متاسفانه اين اشتباه سبب شد تا جاي «متادون» در قانون بعد از انقلاب در حاليكه ميتوانست تعداد كثيري از معتادان ايراني را تحت پوشش درمان نگهدارنده بگيرد، دركنار «هروئين» قرار گيرد.
وي با تاكيد بر كم هزينه بودن استفاده از درمان با متادون نسبت به ساير روشهاي درماني ديگر، قيمت تمام شده اين دارو را تنها 8 تومان بيان و اذعان ميكند: براي درمان معتادي كه به اعتقاد برخي مجرم و مبتلا به HIV/ ايدز و انواع بيماريهاست، تنها روزي 30 تومان و به عبارتي ماهي 3 هزار تومان متادون با قيمت ذكر شده، نياز است؛ اين در حاليست كه متاسفانه عدهاي بدون علم به اين كه چه بلايي بر سر اين دارو ميآورند، با منع آن سبب فروش 1500 توماني متادون 8 توماني در بازار سياه ميشوند.
دكتر نصيريمنش، مشكل اساسي قانوني در اين زمينه را اولويت دادن به «مجرميت» معتاد خوانده و تاكيد ميكند: بر اين اساس وزارت بهداشت با استناد به مشكلات قانوني، حجم توليد اين دارو را افزايش نميدهد؛ به نحوي كه هم اكنون در شرايطي كه نياز به توليد براي 300 هزار نفر وجود دارد، در حجم موجود، متادون تنها پاسخگوي 40 هزار معتاد كشور است.
وي با بيان اين كه «متادون» دارويي است كه تنها بايد تحت نظر پزشك و با تجويز وي توزيع شده، به ايسنا ميگويد: با رفع مشكلات قانوني، متادون، بتازگي وارد ليست داروهاي درمان اعتياد شده، اما بايد آن را وارد ليست داروهاي موجود در داروخانه كرد تا منعي براي تجويز آن از سوي پزشك و داروخانه وجود نداشته باشد.
متادون مؤثرترين روش جلوگيري از گرايش به سمت رفتارهاي پرخطر است
دكتر هاشمي، جانشين رييسجمهوري در ستاد مبارزه با مواد مخدر نيز در اين زمينه به خبرنگار ايسنا ميگويد: متادون در سال جاري در دستور كار سيستم درماني كشور است و در اختيار مراكز درمان اعتياد بهزيستي، وزارت بهداشت، دانشگاههاي كشور و مراكز دولتي و غيردولتي درمان اعتياد قرار خواهد گرفت.
وي با بيان اين كه پايلوت طرح متادون سال گذشته تصويب و پس از اجرا نتايج مثبتي در برداشته است ، ميافزايد: ماده اوليه اين دارو از خارج كشور وارد ميشود اما تصميم داريم تا توليد را انبوهتر كنيم ، چرا كه قرار دادن متادون در پروسه درمان اعتياد به جهت تجربه كشورهاي مختلف نقش تعيينكنندهاي در استراتژي كاهش آسيب خواهد داشت.
وي معتقد است: هزينه توليد انبوه متادون و وارد كردن آن در پروسه درمان هر اندازه هم بالا باشد در برابر ضرباتي كه از پيامدهاي خطرناك عدم توزيع آن متحمل خواهيم شد، بسيار ناچيز است، چراكه اگر به دنبال مصرف مواد مخدر، سالي 100 نفر مبتلا به ايدز داشته باشيم، به اندازه توليد 100 ميليون متادون، خرج آن بر گردن نظام خواهد بود.
منع استفاده از متادون لغو شده، اما ابلاغ رسمي نشده است
جانشين رييسجمهوري در ستاد مبارزه با مواد مخدر همچنين با اشاره به اين كه در دنيا نگاههاي متفاوتي نسبت به مصرف متادون در درمان اعتياد وجود دارد، خاطرنشان ميكند: متادون «نگهدارنده» است اما كشورهايي كه اساسا نگاه بدبينانه و بيشتر مجرمانه به معتاد دارند، استفاده از اين دارو را براي درمان اعتياد ممنوع كردهاند.
وي ادامه ميدهد: هم اكنون ستاد مبارزه با مواد مخدر به اين نتيجه رسيده است كه استفاده از اين دارو در تثبيت وضعيت اعتياد و جلوگيري از گرايش به سمت رفتارهاي پرخطر، مؤثرترين است و به همين جهت منع قانوني استفاده از اين دارو برداشته شده، اما هنوز ابلاغ رسمي نشده است.
خطر نابودي نسل آينده با عدم مداخله جدي و سريع در درمان معتادان
دكتر نصيريمنش، پزشك درمان اعتياد نيز در اين زمينه با تاكيد بر اين كه بدون مداخلات جدي و سريع در بين معتادان و جامعه سالم، كشور با خطر نابودي نسل آينده روبهرو خواهد شد، تصريح ميكند: تهران نيازمند ظرفيت توليد متادون بالاي 30 هزار نفر ــ البته نه براي درمان اعتياد، بلكه براي پيشگيري از ايدز و هپاتيت ــ است.
وي در بيان جايگاه روش درماني مشترك، استانداردسازي روشها و جايگاه روش درماني را متفاوت دانسته و ميگويد: درمان دارويي جايگزين يا روش درماني نگهدارنده با متادون، بهترين شيوه درمان است كه فرد را براي مرحله پاياني درمان اعتياد كه شامل ترميم آلام روحي و رواني به عنوان يك بيمار است، آماده ميكند.
دكتر نصيريمنش تاكيد ميكند: اساسا استفاده از روش درمان دارويي جايگزين در دنيا به اندازهاي تاثيرگذار بوده است كه بعضي محققان معتقدند ميتوان از درمان پيشرفته كامل (گروه درماني و ... ) صرفنظر و به علت كمبود منابع مالي و انساني متخصص به همان متادون تنها اكتفا كرد.
به گفته وي در بطن درمان دارويي بحث ديگري نيز تحت عنوان گروه همسان مطرح ميشود كه عبارت از استفاده از خود معتاد بهبود يافته به عنوان بهترين پتانسيل ارائه خدمت به ديگر معتادان است.
متادون بايد با نظارت و يارانه دولت براي معتادان توليد و توزيع شود
دكتر مكري، متخصص درمان اعتياد نيز استفاده از متادون را براساس ميزان صدمه افراد از اعتياد، بهترين شيوه درماني دانسته و ميگويد: استفاده صحيح از متادون در درمان عوارضي نداشته و تجويز تحت نظر آن هيچ گونه مسموميت يا خطر عفونت دستگاه گوارشي را در بر نخواهد داشت.
وي اظهار ميكند: به نظر ميرسد علت كمبود اين دارو در سيستم درماني كشور، توليد كم آن از سوي دولت باشد. البته دولت ميتواند براحتي توليد اين دارو را افزايش دهد؛ اما از آنجا كه اين دارو قيمتي ندارد، توليد آن زياد نميشود.
دكتر مكري ميافزايد: بعلاوه از آنجا كه بايد توزيع اين دارو تحت نظر مراكز تخصصي باشد و هماكنون تعداد اين مراكز محدود است، عملا افزايش توليد سبب روي دست ماندن دارو خواهد شد؛ چراكه نميتوان آن را همانند هر دارويي به وفور در داروخانهها توزيع كرد.
وي با تاكيد بر اين كه اين درمان حتما براي معتاداني كه مشكل و بيماري بسياري از جهت اعتياد دارند، تجويز ميشود، به ايسنا ميگويد: بر اين اساس از آنجا كه اين دسته از معتادان توان پرداخت هزينه درمان بخش خصوصي را ندارند دولت بايد به اين درمان يارانه اختصاص داده و نظارت كند.
وي معتقد است كه اين نوع درمان از معدود مواردي است كه بخش خصوصي و به عنوان مثال كلينيكها خودگردان متادون نميتوانند به تنهايي از عهده آن برآيد و بايد همراه با نظارت و حمايت و سوبسيد دولت اين دارو توزيع شود.
دكتر نصيريمنش نيز معتقد است: سيستم ارائه دهنده داروي متادون بايد در كشور قوي عمل كند تا موفق باشيم و آن سيستم، «تشكلهاي غيردولتي درمان اعتياد» هستند؛ چراكه هيچ كجاي دنيا، دولتها سيستمهاي اجرايي كاهش آسيب را اجرا نميكنند. تفاوت عمده سازمانهاي غيردولتي با كلينيكهاي خودگردان متادون، ارايه مجاني خدمات درماني از جمله متادون و غيرانتفاعي بودن آنهاست.
وي دولت را در اين بخش بازوي حمايت مادي، معنوي و نظارتي تعريف كرده و اذعان ميكند: نه اين كه دولت در اين زمينه ناكارآمد باشد، بلكه اصلا در اين قسمت تخصص و وظيفهاي ندارد؛ پس ميتواند به بازوهاي اجرايي خود يعني سازمانهاي غيردولتي در اين زمينه تكيه كند.
وي در پايان ميافزايد: به هر حال بحث افزايش HIV / ايدز معتادان تزريقي در ايران حساس بوده و بايد دولت با كمك نيروهاي مردمي به صورت اورژانس با آن برخورد كند.
بر اساس تاكيدات متخصصان، به نظر ميرسد با توجه به رشد صعودي HIV / ايدز در كشور بايد نگاه واقعبينانهتري به درمان اعتياد به عنوان فرايندي درازمدت داشت؛ چراكه در غير اين صورت هيچ مانعي توان صيانت جامعه در برابر چنين خطري را نخواهد داشت
خدا وکیلی این انصاف من این همه بنویسم شما نظر ندید؟
شايد اگر روزي بين حشرات مضر كنكور برگزار مي شد شته ها تك رقمي مي شدند.
تعدادي از اين تك رقمي ها مانند Myzus persicae, Aphis gossypi ناقل بيماري هاي ويروسي به صورت ناپايا مي باشند.
در رابطه با كنترل اين شته ها اصل در پيشگيري است و روش هايي مانند:
• ارقام مقاوم
• استفاده از بذور يا نهال سالم
• باد شكن ها، ورقه هاي آلومينيومي، گياهان تله، تله هاي زرد، پوشش شير و...
• استفاده ازموادي مانند اسيد جيبرليك
• كنترل علف هاي هرز و ميزبان هاي واسط در مزرعه، باغ، مزارع و باغات اطراف
• جدايي گياهان از منابع آلودگي
• حرارت دادن بذور
• حذف گياهان مشكوك
• و...
پيشنهاد شده است.
در رابطه با مبارزه ي شيميايي نظراتي مانند:
• كنترل برخي ميزبان هاي دائم، علف هاي هرز و ناقلين توسط سموم شيميايي
• سم پاشي مزارع جاليز، باغ ها و مزارع اطراف براي كاهش جمعيت شته ها و كاهش آلودگي
وجود دارد.
اما با توجه به زمان كوتاه براي انتقال ويروس، عده اي استفاده از سموم شيميايي را بي فايده مي دانند و عده اي ديگر اهميت ميزبان را براي سم پاشي و كاهش جمعيت و خسارت شته ها
در نظر مي گيرند وعده اي ديگر اعتقاد دارند كه سم پاشي به طور كل مي تواند مفيد ياشد.
اما واقعيت اين است كه در رابطه با مبارزه با شته هاي ناقل ويروس هاي ناپايا چه در منابع فارسي وچه درمنابع غير فارسي اتفاق نظر وجود ندارد و به نظر مي رسد كه اين مضوع نياز به تحقيقات بيشتري در آينده دارد...
با شروع فعالیت در مزارع برنج بد نیست از سیکل زندگی این پارازیت اطلاعاتی را بیان کنیم.

ادامه مطلب
افزایش سرسام آور مصرف مواد مخدر در جهان و قاچاق روز افزون این مواد پیامدهای وحشتناکی خواهد داشت که مستقیما نسل جوان و بشریت را تهدید میکند. گسترش شبکه قاچاق بینالمللی و دام اعتیاد ، میلیونها نفر جوان را به فساد و کام مرگ میکشاند و سوداگران مرگ را به ثروت و قدرت میرساند. اعتیاد یک مسئله بزرگ بهداشتی و بلایی اجتماعی و دارای جنبههای متعدد اقتصادی، سیاسی ، فرهنگی ، روانی ، اخلاقی و حقوقی است. از اینرو آگاهی خانوادهها درباره سرانجام نکبتبار اعتیاد در پیشگیری و مهار آن کمکی موثر به شمار میآید.
شروع اعتیاد
اعتیاد با وابستگی جسمانی و روانی همراه است. بعضی از داروها نیز ممکن است با ایجاد وابستگی روانی در بیمار موجب افزایش مصرف شوند و اعتیاد بدهند. فرد معتاد با دریافت مواد اعتیادآور سرخوش و راضی میشود و با توقف مصرف دارو دجار خماری و اختلال شدید جسمانی میگردد. مواد اعتیادآور سبب پیدایش پدیده تحمل نیز میشوند. به موجب این پدیده فرد معتاد برای دسترسی به اثر اولیه این مواد که در ابتدا با مقدار کم حاصل میشود مصرف خود را افزایش میدهد. شدت و نوع وابستگی نسبت به مواد اعتیادآور برحسب نوع و اثر آن متفاوت است. برخی از این مواد مانند تریاک و مشتقات آن وابستگی شدید ایجاد میکنند و برخی دیگر با وجود تاثیری که بر روان و ذهن فرد میگذارند اعتیاد دهنده به شمار نمیآیند.
انواع اعتیاد
اعتیادات مجاز
اعتیادات مجاز عبارتند از: وابستگی و تداوم در مصرف موادی که به عنوان دارو شناخته شده بطور طبیعی یا صناعی بدست میآید. و شامل بسیاری از مواد دارویی بویژه آرام بخشها و خواب آورها میشوند که این مواد با تجویز پزشک و یا اغلب خود سرانه مصرف میشوند. اعتیادات مجاز خود به دو دسته تقسیم میشوند. اعتیاد به مواد مخدر طبیعی و صناعی به عنوان دارو شناخته میشوند. و اعتیاد به موادی که تنها از دیدگاه روانی عادتزا هستند و تداوم مصرف را ایجاب میکنند همانند تنباکو و مشابهین آنها. اعتیادات به این مواد از ساده ترین تا خطرناکترین عوارض را در معتاد و بطور غیر مستقیم در خانواده و جامعه موجب میگردد. مثل عوارض قلب و عروق ، سرطان در دستگاه تنفس.
اعتیادات غیر مجاز
اعتیادات غیر مجاز عبارتند از: وابستگی افراد به مصرف همیشگی مواد و بهره گیری از عواملی که بنابر قوانین کشوری یا بینالمللی غیر مجاز شناخته میشوند این امر در نتیجه ناپسند بودن مظاهر اعتیاد از دیدگاه پزشکی ، بهداشتی ، روانی و اجتماعی میباشد. علل مختلف اعتیاد عبارتند از: ارضاء هوسها ، زیاده طلبی ، گرفتن انگیزههای احساسی ، احساس یکنواختی ، بیکارگی و وقت گذرانی- فقر ، عدم عدالت اجتماعی و ناهنجاریهای مالی و اقتصادی و بسیار رفاه و عوامل درونی مثل نوسانات فیزیولوژیک و پاتوفیزیولوژیک یعنی بیماریهای جسمی و روانی بویژه در اشکال مزمن و رنجور کننده و نارسایی اصول پزشکی در مورد تامین بهداشت جامعه و عدم توان درمان کلیه بیماریهای موجود ، یکی از دلایل اصلی اعتیاد میباشد.
ویژگیهای افراد معتاد
فرد معتاد کسی است که اساسا یا از خود و یا از محیط خود و یا هر دو احساس ناخشنودی ، نارضایتی و ناراحتی دارد و در چنین حالت نامطلوبی ناگزیر از مصاحبت و موانست با افرادی که برخلاف او دنیا را محل مناسبی برای زیستن یافتهاند و علی رغم مسائل و مشکلات آن بگونهای خود را با شرایط زندگی وفق دادهاند آن را عقل میکنند. معتاددان در توهمات خود یک دنیای صنایی نسبتا رضایتبخش برای خویش متصورند که نه تنها بر هیچگونه تغییری یا در خود و یا در محیط مبتنی نیست بلکه دنیای خیالی آنان تنها بر اساس حضور مواد در بدنشان و نیاز به آن و رفع آن نیاز استوار است و غالبا آنان از احساس ناامنی ، احساس بی کفایتی ، احساس تنهایی ، نفرت ، نوسانهای افسردگی ، اضطراب شدید و بویژه کششها و تعارضات درون فردی بگونهای رنج میبرند. به هر حال اعتیاد و یک پدیده مخرب اجتماعی است زیرا اثرات نامطلوب و عواقب وخیم آنها تنها دامنگیر شخص معتاد نمیشود بلکه همه افراد را که بگونهای با آنان وابستگی و ارتباط نزدیک دارند فرا میگیرد مخصوصا که فرد معتاد مسئول اداره یک خانواده و در نقش هم پایه نیز باشد.
اثرات دارویی مواد مخدر
مصرف مواد مخدر و دیگر ترکیبات اعتیادآور بعلت اثرات دارویی ویژه خود تغییراتی در سطح فیزیولوژی و بیولوژی شخص بوجود میآورد که قسمت مهم این تغییرات بر روی سلسله اعصاب مرکزی و محیطی انجام میگیرد و نتیجتا بر روی حالات جسمانی- روانی فرد اثر میگذارد و شخص مواجه با تجاربی در تداوم از اهمیتی خاص برخوردار خواهد بود. و
مهمترین این تغییرات عبارتند از:
تسکین موقت آلام روحی مانند اضطراب ، افسردگی و بیقراری و تسکین موقت دردهای جسمانی و احساس رضایت و آرامش درونی موقت و تشدید موقت و میزان هوشیاری بگونههای غیر قطبی و چون اغلب معتادین قبل از اینکه به اعتیاد روی آورند با مشکلاتی متعدد مانند اضطراب ، افسردگی ، بی قراری و تضادهای گوناگون مواجه بودهاند لذا مصارف اولیه مواد مخدر ممکن است در کوتاه مدت سبب تسکین ناراحتیهای فوق گردد و ترک ناگهانی و یا کاهش مصرف مواد مخدر پس از ایجاد وابستگی بدنی نسبت به دارو سبب اختلالاتی میگردد مانند بیقراری ، اضطراب ، خستگی مفرط ، گیجی ، حالات تهوع ، استفراغ و اسهال عدم تمرکز شدید و پاشیدگی افکار. در چنین مرحلهای فرد معتاد با چنین حالاتی روبرو میگردد و بنابراین تنها راه فرار از آن را استفاده مجدد دارو بداند. وابستگی فرد معتاد نسبت به ماده مخدر صرفا بدنی نیست و جنبههای وابستگی روانی آن به دارو در رابطه با مشکلات شخصیتی فرد در جریان تداوم اعتیاد از اهمیت اولیه برخوردار است.
مقدمه
مصرف نادرست مواد خطرناکی مانند تریاک ، هروئین ، کوکائین ، حشیش یا ماریجوانا و ال. اس. دی. در جهان افزایش مییابد و شبکه قاچاق بینالمللی قاچاق مواد مخدر و سوادگران مرگ دام اعتیاد را در همهجا میگستردانند. اما چرا برخی از افراد آماده تجربه کردن و آزمودن ماده مخدر هستند و یا برای دسترسی به آن تمایل خاصی دارند، در حالی که بسیاری از افراد هرگز پیرامون این دام گام نمینهند؟ بهسادگی نمیتوان پاسخ دقیق و عملی به پرسشهای بالا داد و عوامل موثر در ایجاد اعتیاد را طبقهبندی کرد در زیر مواردی را بررسی میکنیم.
مبنای اعتیاد
جوانان سالم 15 تا 20 سالهای که برای کسب تجربه و یا در اثر معاشرت با دوستان نامناسب و یا معتادان به استفاده از ماده مخدر پرداختهاند. این گروه از راه کنجکاوی و به علت نداشتن پشتوانه خانوادگی و تربیت صحیح در اثر معاشرت با کسانی که آنها را به استفاده از داروی مخدر تشویق میکنند و برای اولین بار مواد مخدر را تجربه میکنند و دچار اعتیاد میشوند. البته بسیاری از این جوانان به علت احساس درماندگی ، ناکامی ، عدم کفایت و برای رهایی از تنهایی و فشار روانی معتاد میشوند و متاسفانه رهایی از این اعتیاد بهسادگی میسر نمیشود.
اختلالات روانی و اعتیاد
اختلال شخصیتی بیش از همه چیز فرد را در برابر اعتیاد آسیبپذیر میسازد. سپس اعتیاد ، خود اختلالهای موجود را تشدید میکند و دایره معیوب ادامه مییابد. شخص معتاد برای بدست آوردن ماده مخدر دست به اعمال خلاف قانون و اخلاق میزند و با آزاد شدن از قید و بندهای اخلاقی مرتکب جنایت نیز میشود. در کل شخصیتهای رواننژند و نیز روانپریش را میتوان در برابر اعتیاد بسیار آسیبپذیر دانست. شخصیتهای رواننژند، یعنی کسانی که دارای بیماریهای روانی خفیف هستند که با ضعف روانی ، اضطراب ، وسواس ، ترس و بیتصمیمی مشخص میشوند؛ شخصیتهای روانپریش ، یعنی کسانی که به علت عدم رشد خلقی ، در سازش اجتماعی دچار اشکال هستند و دارای خلق و خوی متغیر و قضاوت ناپایدار میباشند. مبتلایان به این بیماریها آسانتر به مواد مخدر گرایش مییابند و در زمره معتادان درمیآیند. بدیهی است بسیاری از همین شخصیتها نیز غیر معتاد باقی میمانند.
روانپریشها دارای رفتارهای ضد اجتماعی و اختلال خلقی هستند و توانایی کافی برای پیروی از قوانین و مقررات را ندارند و روابط آنها با دیگران سطحی است. با آنکه این افراد کمهوش نیستند، ولی قادر به تحمل فعالیتهای منظم جسمی و ذهنی نیستند و جا و مکان و کار ثابتی را پذیرا نمیشوند. سابقه این افراد نشان میدهد که در دوران کودکی ، ناآرام و مشکلساز بوده و در مدرسه قدرت سازش نداشته و در محیطهای دیگر نیز فاقد سازش اجتماعی بودهاند. روانپریشهای مهاجم که دارای اختلال رفتاری شدید هستند و به انجام اعمال تهاجمی و جنایت و حتی آدمکشی دست میزنند از جمله کسانی به شمار میآیند که بیش از همه به طرف اعتیاد گرایش مییابند. در عین حال روانپریشهای نالایق و غیرفعال نیز که معمولا به دروغگویی ، دزدی ، تقلب و آزار دیگران میپردازند، مواد مخدر را وسیله خوشی و آسایش خود به شمار میآورند.
نقش تکنولوژی و تمدن
اگرچه پیشرفتهای تکنولوژی در قرن بیستم سبب تحولات دایمی و نیز پیشرفت همه جانبه معیارهای زندگی از جمله بهداشت عمومی گردیده و در بهبود زندگی مردم موثر واقع شده است، اما در عین حال عوارضی چون ترس از تامین آینده و تشویش و اضطراب نیز با خود به ارمغان آورده است که در بسیاری از مردم منجر به پیدایش کشمکشهای روانی شده است. کشمکشها ، حتی بیش از محرومیتها ، سبب درهم ریختن مکانیسمهای دفاعی افراد میشود و از اینرو بیماریهای روانی ناشی از کشمکشها و اضطرابها بیش از بیماریهای جسمی بشر را آزار میدهند.
افسردگی با اعتیاد درمان پذیر نیست!
افسردگی روانی یکی از بیماریهای شایع عصر ماست که بر روی خلق و خوی و رفتار و احساس فرد اثر میگذارد. در نوعی افسردگی فعالیت و اراده و قابلیت حیاتی و جسمانی و اعتماد به نفس کاهش مییابد و نشانههایی چون خستگی ، بیمیلی ، بیعلاقگی ، کمخوابی و ناامیدی بروز میکنند. در این موارد نشاط و علاقه و همکاری جای خود را به نگرانی ، ناخشنودی و انزواجویی میدهد و بیمار با از دست دادن علایق شغلی و اجتماعی و گاه فردی ممکن است به طرف مواد مخدر نیز گرایش یابد تا شاید آرامش و آسایش بیشتری احساس کند. افرادی که برای برای گریز از تشویش و اضطراب و فشارهای روانی مواد مخدر را انتخاب میکنند کسانی هستند که از رو به رو شدن با واقعیات عاجزند و به علت احساس عدم کفایت ، زندگی خود را از واقعیت جدا کرده و آن را بر اوهام و رویا بنا میکنند.
نقش خانواده در پیشگیری از اعتیاد فرزندان
خانواده تاثیر عمیقی در کودک میگذارد و شخصیت او را پیریزی میکند. اگر محیط خانواده سالم باشد کودک دارای اعتماد به نفس ، مهر و محبت و احساس مسئولیت میشود. بررسیهای متعدد نشان داده است که اگر کودک مورد توجه خانواده واقع نشود و یا از خانواده طرد شود و یا برعکس اگر بیش از حد مورد توجه و حمایت واقع شود آماده کجروی ، ناسازگاری و تجاوز به حقوق دیگران خواهد شد. کودکانی که در محیط خانه پذیرفته نشدهاند و با محرومیت عاطفی و فقدان مهر مادری روبرو بودهاند، محبت و عواطف دیگران را احساس نمیکنند و با ترک خانه و مدرسه و ناسازگاری رفتار خصمانه بروز میدهند. این افراد فاقد قدرت سازش میشوند.
حمایت بیش از اندازه و اغماض بینهایت پدر و مادر نیز سبب میشود که کودک بسیار پرتوقع و به اصطلاح لوس و نازپرورده بار آید و در نتیجه به تدریج در سازش با دیگران دچار اشکال شود. چنین فردی بهعنوان یک موجود ضد اجتماعی طعمه خوبی برای قاچاقچیان مواد مخدر و جنایتکاران به شمار میآید. برقراری رابطه صحیح پدر و مادر با کودک سبب میشود که رشد شخصیت بچه سیر طبیعی داشته باشد و از انحراف و کجروی مصون بماند. عواقب خطرناک اعتیاد ایجاب میکند که والدین از لحظه تولد ، بچه را موجودی بدانند که یاد میگیرد و رشد شخصیت او منوط به برقراری رابطه صحیح بین همه اعضا خانواده است. مواظبت مادر از کودک و ایجاد رابطه عاطفی با فرزند و رفتار خردمندانه توام با مهربانی پدر نه تنها به رشد شخصیت و متعادل شدن کودک کمک میکند، بلکه در صورت اعتیاد اتفاقی در دوره بلوغ نیز درمان را آسان میسازد.
ریشههای روانی اعتیاد
از نقطه نظر روانشناسی عقیده بر این است که اعتیاد به مواد مخدر بگونهای غیر مستقیم واکنش و پاسخی است مخرب در مقابل کنشهای غیر قابل تحمل بیرونی و درونی که بدان وسیله فرد سعی میکند آلام و مشکلات درونی خود ، مانند اضطراب، افسردگی و محرومیتها را کاهش داده و یا تسکین بخشد که در واقع انتخاب شیوهایست ناسالم به منظور فرار از واقعیتهای موجود.
در واقع معتاد همانند دیگر افراد ، انسانی است که نیاز دارد عشق بورزد و مورد عشق قرار گیرد (عشق سازنده و حقیقی) او میخواهد به دیگران محبت کند و مورد مهر و محبت قرار گیرد وجودش برای دیگران موثر و با ارزش باشد و متقابلا وجود دیگران برای وی مفید و با اهمیت باشد، سرانجام ندای درونش از او میخواهد که او بایستی تغییر کند تغییری که او را از تمامی این مصائب و مشکلات برهاند و در تبادل خود و جامعهاش قبول مسولیت نماید متاسفانه بر اثر نارساییها و انحرافات خانوادگی و اجتماعی و همچنین عدم یک نظام تربیتی صحیح فرد به تدریج از مسیر حقیق دور میشود و با انتخاب شیوه و معیارهای مخرب از خود و جامعهاش بیگانه میگردد و این گریز از خویشتن خویش و بیگانگی وی را به انزوا و فرار هرچه بیشتر از واقعیتها میکشاند.
آسیب پذیری جوانان در دوران بلوغ
دوران بلوغ دورهایست که فرد با تضادها و کشمکشهای متعدد درونی مواجه میگردد. در این زمان او بخوبی احساس میکند که به مرحلهای جدید از زندگی میبایستی وارد شود و مسولیتی در قبال خود و جامعهاش اتخاذ نماید. مرحلهای که او را با نگرانی ، اضطراب و مشکل تصمیم گیری روبرو میسازد و او سعی میکند بگونهای بر مشکلات خویش فائق آید. عدم توجه به اعضای خانوداه توقعات بیجا و بیمورد اطرافیان ، بدون در نظر گرفتن حساسیت این دوره و توقعات و ارزشهای متضاد اجتماعی اختلالات تطابقی در خانواده و زمینههای نامطلوب شخصیتی فرد بسهولت وی را در این دوره در مقابل انحرافات مختلف آسیب پذیر میسازد.
پیشگیری به عنوان بهترین شیوه مقابله با اعتیاد
اساس پیشگیری تعلیم و تربیت ، راهنمایی ، مشورت و ارشاد خانوادههاست این آموزش باید در یک طیف گسترده اعم از رسمی و غیر رسمی صورت پذیرد و بویژه از رسانههای گروهی در جهت آموزشی و نتیجتا پیشگیری از اعتیاد نخست با تحلیل کلیه عوامل احتمالی اعم از فرهنگی ، اجتماعی ، خانوادگی ، تحصیلی و غیره که افراد سالم را بسوی این انحراف عظیم مذهبی ، اخلاقی ، اجتماعی و خانوادگی سوق دهد، کمال استفاده بعمل آید. آنگاه مسئولان تعلیم و تربیت علما و روحانیون ، روانشناسان و سایر صاحب نظران شیوههای مقابله را در چارچوب نظام حکومتی و متناسب با ارزشهای حاکم بر جامعه ارائه دهدانواع مواد
تریاک و مشتقات آن و نیز داروهای مخدر صناعی مانند پتیدین و بعضی چسبهای صنعتی.
مواد محرک مانند کوکائین که محرک قشر مغز میباشد و آمفتامین.
مواد توهمزا که فعالیت روانی را مختل و ایجاد توهم میکنند مانند: حشیش ، ال. اس. دی، مسکالین و پسیلوسیلین.
خوابآورها مانند باربیتوریکها و همچنین داروهای ضداضطراب و آرامبخش مانند مپروبامات و بنزودیازپینها که با مصرف طولانی و مکرر ممکن است وابستگی جسمانی و روانی ایجاد کنند و به هنگام ترک دارو علایم ترک اعتیاد را آشکار سازند.
در زیر برخی از موارد مذکور را توصیف میکنیم.
تریاک و مشتقات آن
تریاک شیرابه سفت شدهای است که از گیاهی به نام کوکنار یا خشخاش گرفته میشود. برای تهیه تریاک کپسول نارس خشخاش را تیغ میزنند و با روشهای خاصی شیرابهها را جمعآوری و آماده مصرف میکنند. رنگ تریاک معمولا قهوهای و بوی آن نافذ و قوی است. هرچند تریاک در دست پزشک دارویی موثر برای درمان بیماریهاست و مشتقات آن در بسیاری داروها از جمله برخی شربتهای سرفه وجود دارد اما مصرف نادرست آن فاجعه میآفریند و تریاکیها همگی دچار عوارض متعدد میشود. با مصرف تریاک ابتدا نوعی نشاط و خوشحالی زودگذر به شخص دست میدهد. پس از آن مرحله منفی آغاز میشود که فرد را برای بدست آوردن آن حالت خوش اولیه به مصرف مجدد تریاک وا میدارد.
حرکات ارادی معتاد پس از مرحله اول کند میگردد و شخص نسبت به امور بیتفاوت میشود. اراده تریاکی سست و متزلزل و گریز از دام اعتیاد برایش مشکل است. معتاد از لحاظ اجتماعی و اخلاقی به قهقرا میرود و با زیر پا گذاشتن ضوابط اخلاقی و قوانین و مقررات همه فعالیت خود را پیرامون بدست آوردن ماده مخدر متمرکز میسازد. در صورتی که ماده مخدر به معتاد نرسد دچار علایم خماری میشود و نشانههایی مانند خمیازه ، آبریزش از بینی، عطسه ، عرق زیاد ، تپش قلب ، لرز ، بیقراری و اضطراب در او بوجود میآید. با ادامه محرومیت ، عوارض شدیدتر و استفراغ ، اسهال ، بیاشتهایی ، دردهای شدید پشت و شکم و عضلات دست و پا به عوارض دیگر افزوده میشود.
تریاک در انسان سبب مسمومیت حاد و مزمن میشود. در مسمومیت حاد که خیلی سریع بروز میکند ابتدا مرحله تحریکی فرا میرسد، بیمار دچار سردرد ، سرگیجه ، سنگینی سر میشود و سپس احساس تشنگی شدید میکند. آنگاه بیمار به خواب عمیق فرو رفته و به طرف مرگ سیر میکند. مردمک چشم تنگ میشود و دیگر به تحریک با نور پاسخ نمیدهد. تنفس نیز خیلی آهسته میشود و از 4 تا 5 نفس در دقیقه تجاوز نمیکند. مرگ ممکن است در طی چند دقیقه تا چند ساعت در اثر اغما و وقفه تنفس پیش آید. گاهی نیز مسموم با یک بهبودی زودگذر چند روز زنده مانده و سرانجام جان میسپارد. در گذشته بسیاری از مسمومیتها و خودکشیها با تریاک انجام میگرفت. مسمومیت و مرگ با تریاک فراوان مشاهده میشود. مسمومیت مزمن در نزد معتادان دیده میشود. آلکالوئیدهای مهم تریاک را که عبارتند از مرفین ، کدئین ، نارسئین، نارکوتین و پاپاورین میتوان به شرح زیر خلاصه کرد: مرفین مهمترین آلکالوئید تریاک و دارای طعمی تلخ است.
هروئین
یکی از مشتقات مرفین ، هروئین است که از استیله شدن مرفین بهدست میآید. مرفین داروی ضد درد باارزشی است که برای تسکین دردهای حاد و شدید بکار میرود. کدئین ، پس از مرفین ، از آلکالوئیدهای مهم تریاک محسوب میشود و اثر تخدیر کننده ندارد و برای تسکین سرفه مورد استفاده قرار میگیرد. موارد اعتیاد به کدئین بهندرت مشاهده شده است.
بنابراین در بین آلکالوئیدهای تریاک ، هروئین به عنوان خطرناکترین ماده مخدر شناخته میشود. اعتیاد به هروئین بسیار قوی و خطرناک است و مصرف آن وابستگی شدید جسمی و روانی ایجاد میکند. هروئین از راه استنشاق ، تزریق زیرجلدی و تزریق درون سیاهرگی استفاده میشود. از آنجا که فروشندگان مواد مخدر ، برای سود بیشتر ، هروئین را با گنهگنه ، گچ ، لاکتوز ، نمک و مواد دیگر مخلوط میکنند، در نتیجه هروئین ناخالصی که بهدست معتاد میرسد بیش از 5 درصد هروئین خالص ندارد. ناخالصیهای هروئین و نیز غیراستریل بودن سرنگ تزریق ، یکی از علل مرگ معتادان است که تاکنون هزاران نفر جوان را از پای درآورده است.
پس از آنکه فرد با مصرف هروئین احساس سرخوشی و لذت کرد ناگزیر به ادامه مصرف آن میشود و با احساس لزوم استعمال از لحاظ جسمی و روانی به دارو وابسته میشود. معتاد درمییابد که اگر به دارو دسترسی نداشته باشد اضطراب ، بیقراری و عوارض دیگر در او بروز میکند. این وابستگی سبب میشود که نه تنها مصرف دارو را ادامه دهد، بلکه هربار مقدار مصرف را نیز اندکی افزایش دهد تا به آن اثری که اولینبار با مصرف هروئین دست یافته است، برسد. به این ترتیب معتاد مادام که از هروئین استفاده میکند خود را سرخوش و راضی میپندارد و هنگامی که به آن دسترسی ندارد دچار بیقراری ، اضطراب ، تنش ، خمیازه و افزایش تحریکپذیری میشود. افراد معتاد بهتدریج ضعیف و پژمرده میشوند و در اثر اختلالات روحی و روانی میل به کار را از دست میدهند. در واقع همه فعالیتهای معتاد برای بهدست آوردن دارو برای نوبت دیگر صرف میشود و در این راه از دروغ ، دزدی و پشتپا زدن به همه قیدهای اخلاقی و اجتماعی ابایی ندارد.
کوکائین
کوکائین از برگ کوکا بهدست میآید. کوکا بوتهای است از جنس اریتروکسیلوم ، که دارای برگهای ساده و همیشه سبز است. برگ کوکا دارای دو نوع تانن است و از مدتها پیش در آمریکای جنوبی و مکزیک افراد فقیر برای رفع گرسنگی آن را میجویدهاند. اما کوکائین که سمی و خطرناک است، نه برای رفع گرسنگی ، بلکه برای اثر محرکی که دارد مورد استفاده قرار میگیرد. کلریدرات کوکائین دارای اثر بیحس کننده موضعی است و از این خاصیت آن برای تسکین درد و بیحس کردن موضع برای عمل جراحی استفاده میشود. کوکائین محرک قشر مغز و دستگاه عصبی مرکزی است. مصرف آن سبب تهییج و بیخوابی میشود و به توهم و هذیان میانجامد. هرچند کوکائین از نظر فیزیولوژیک اعتیادآور نیست، اما از لحاظ روانی شخص را به دنبال خود میکشاند و استفاده از آن همان عواقب فردی و اجتماعی را که مواد اعتیادآور دارند، به بار میآورد.
افرادی که کوکائین مصرف میکنند ابتدا احساس سرخوشی و نشاط میکنند و خود را سعادتمند و نیرومند و توانا به انجام کارهایی که بهطور معمول قادر به انجام آنها نیستند، میپندارند. حالت تحریکی ، بیقراری ، اضطراب ، ترس ، پرحرفی ، بیخوابی ، هیجان و توهم و گیجی پس از مرحله اول گریبانگیر فرد میشود و قدرت واهی او رو به زوال میرود. از اینرو شخص به مصرف مجدد دارو میپردازد و دایره معیوب ادامه پیدا میکند. فرد کوکائینی ، معمولا دچار توهمهای حسی و هذیان است و گاه حتی دوستان خود را نیز بهجا نمیآورد و اشخاص را بهجای یکدیگر عوضی میگیرد.
آمفتامینها
آمفتامین دارویی است که به عنوان محرک روانی شناخته شده است و چون سبب بیاشتهایی میشود در درمان چاقی نیز از برخی از انواع آن استفاده میشود. استفاده مداوم از آمفتامین نوعی اعتیاد با نشانههایی چون بیاشتهایی ، کاهش وزن ، تندی ضربان قلب و تنفس ، لرزش ، افزایش تحریکپذیری ، بیخوابی و روانپریشی ایجاد میکند.
حشیش
شاهدانه گیاهی است که در اکثر نقاط جهان میروید و بسته به محل رویش دارای تفاوتهایی میباشد. شاهدانه ، بهویژه شاهدانه هندی دارای یک ماده رزینی بهنام کانابیس یا حشیش است که در کشورهای غربی و آمریکا ماریجوانا نامیده میشود. حشیش بوی قوی و طعم تند و خاصیت سکرآور دارد. حشیش یا کانابیس بر روی دستگاه عصبی مرکزی اثر میکند و استعمال طولانی آن به لاغری ، رنگ پریدگی ، ضعف و اختلالات روانی میانجامد.
چند دقیقه پس از تدخین یا یکی دو ساعت پس از خوردن حشیش مرحله تحریکی آغاز میشود که طی آن فرد احساس خوشی و انبساط خاطر میکند. تحت تاثیر حشیش کنترل رفتار مختل میشود و پرحرفی ، قهقهه و حس پرواز در بیمار پیش میآید. ادراک فرد از زمان و مکان مختل میشود و اختلالهای حسی نیز پیش میآید. شخص دچار توهم و تصورات واهی میشود، محیط خود را غیر از آنچه که هست میبیند، دستهای خود را پر و بال میبیند و حوض خانه را دریا. از اینرو حشیش را باید ماده خطرناکی تلقی کرد که اگرچه از نظر فیزیولوژیک وابستگی ایجاد نمیکند، اما چون وابستگی روانی به آن سبب میشود که فرد به طرف استفاده مداوم سوق داده شود باید بهطور جدی با آن مبارزه کرد.
ال.اس.دی.LSD
ال. اس. دی. که نام کامل آن لیزرژیک اسید دیاتیلآمید است، از مواد توهمزاست که در قارچ ارگو وجود دارد. ال. اس. دی. سبب ایجاد اختلال در خلق و خوی فرد میشود، شناخت زمان و مکان را مختل ، فرد را دچار خوشی بیجا ، خودستایی ، احساس سبکی و بیوزنی ، هذیان و افسردگی میکند و ممکن است مصرف کننده را به خودکشی و آدمکشی بکشاند. با مصرف ال. اس. دی. توهمهای بینایی و شنوایی دست میدهد و اشباح خیالی جای خاصی در ذهن فرد باز میکنند. به دلیل خاصیت توهمزایی شدید ال.اس.دی باید آن را یکی از مواد بسیار خطرناک تلقی کرد که نسل جوان را معرض تهدید قرار داده است.
![]()
به نام شیذر یکتا اهورا مزدای پاک زاد![]()
![]()
![]()
امروز وب لاگ من ۱ ساله شده![]()
![]()
![]()
همتون رو دوست دارم![]()
![]()
![]()
سعید![]()
![]()
به نام خدا
من مادرم را دوست دارم برايش مي ميرم.اين كلمه يا كلماتي هست كه همه ما آنها را شنيده ايم.
وشايد در طول زندگي مان از آنها استفاده كرده ايم.
بعضي از ما فقط حرف مي زنيم و وقتي كه كار به عمل كشيده شد پايم را كنار مي كشيم ،پا كه
چه عرض كنم چند تا پا از ديگران قرض مي كنيم و فرار مي كنيم.
زندگي فراز و نشيب هاي زيادي داره كه ما ممكنه تو هر يك از اين پستي ها چندين ساله در جا
بزنيم و نتونيم ازش بيرون بيايم ، ولي بعضي وقتها ميشه كه بلندي هاي زندگي رو با چنان
سرعتي بالا ميريم كه علاوه بر خودمون ديگران رو هم فراموش مي كنيم ، و در اين فكر نيستيم
كه ممكنه جلوي راهمون يك دره اي باشه كه اگه با اين سرعت ادامه بديم توش بيفتيم و ...
آره زندگي پايين و بالا زياد داره ، خوبي بدي زياد داره ، دشمني دوستي زياد داره ولي ايا اين
دشمني و دوستي ، بدي و خوبي رو دنيا وآسمون رقم ميزنه يا خودمون براي خودمون
مي نويسيم.
در ابتداي صحبتم از مادر گفتم شايد تو كره زمين هيشكي رو پيدا نكني كه بتونه معني مادر رو
برات بگه (اگه پيدا شد اسمم رو عوض ميكنم!!) اين مادر رو كه ما هميشه دم از دوست
داشتنش مي زنيم ميتونه تو پستي ها بلندي ما باشه يا تو اوج حد اعتدال ما باشه .اين مادر كه
هيشكي معني اون رو نميدونه بعد از خدا يكيه.شايد بگيد يعني چي يكيه ، بله يكيه اگه يكي نبود
خدا با وجود داشتن اون همه پيامبر و معصومين بهشت رو زير پاي اون قرار نميداد.بهشتي كه
فقط به يه مو بنده تا از دستش بديم.
قبل از اينكه بقيه حرفهامو بزنم مي خوام يه شعر از ايرج ميرزا بگم كه تو كتاب ها هم هست
اسمش قلب مادر :
داد معشوقه به عاشق پيغام كه كُند مادر تو با من جنگ
هر كجـــــا بيندم از دور كند چهره پر چين و جبين پُر آژنگ
با نــگاه غضب آلود زنـــــــد بر دل نازك مـن تير خدنگ
از در خانه مرا طــــــــــــرد كُند همچو سنگ از دهن قلماسنگ
مادر سنگ دلت تا زنده ست شهد در كام من و توست شرنگ
نشوم يك دل و يكرنگ تو را تا نسازي دل او از خون رنگ
گر تو خواهي به وصالم برسي بايد اين ساعت بي خوف درنگ
روي و سينه تنگش بِدري دل برون آري از آن سينه تنگ
گرم خونين به مَنَش باز آري تا بَرد زآينه قلبم زنگ
عاشـــــــق بي خرد ناهنجار نه بَل آن فاسق بي عصمت و ننگ
حُرمت مادري از ياد ببرد خيره از باده و ديوانه ز بنگ
رفت مادر را افكند به خاك سينه بدريد و دل آورد به چنگ
قصد سر منزل معشوق نمود دل مادر به كفش چون نارنگ
از قضا خورد دم در به زمين واندكي سوده شد او را آرنگ
وان دل گرم كه جان داشت هنوز اوفتاد از كف آن بي فرهنگ
از زمين باز چو برخاست نمود پي برداشتن آن آهنگ
ديد كز آن دل آغشته به خون آيد آهسته برون اين آهنگ
آه دست پسرم يافت خراش آي پاي پسرم خورد به سنگ
شايد خيلي ها اين شعر رو نشنیده باشند ولي اونهاي كه ديده و خوانده اند اگر عبرت نگيرند
می توان با قاطعيت گفت كه نمي توان آنها را آدم حساب كرد.
روز مادر يك روز ولي تمام سالها تمام ما ها و تمام روزها متعلق به مادر است چون مادر تمام
سالها و ماه ها و روزهاي خودش رو صرف ما كرده وما فقط يك روز قدر دان او هستيم و
364 روز ديگر سال را مثل خدمتكار برخورد مي كنيم واين فكر در همه ما ها هست كه او
(زن) آفريده شده است در خدمت فرزندان باشد و تمام عمر خوب و خوش خود را صرف آنها
بكند آيا اين درسته كه مادر ما ، در يك قدمي خود داشته باشيم و از ديگران براي مشکل خودمون
را حل بخواهيم.
براي اين كه بدانيم مادر چه زحمت هايي رو برامون كشيده بايد از ايرج ميزرا و از شعر هايش
كمك بگيريم كه مي گه:
پسر رو قدر مادر دان كه دايم كِشد رنج پسر بيچاره مادر
برو بيش از پدر خواهَش كه خواهد تو را بيش از پدر بيچاره مادر
ز جان محبوبتر داردش كه داردت ز جان محبوب تر بيچاره مادر
نگهداري كند نُه ماه و نُه روز تو را چون جان به بر بيچاره مادر
از اين پهلو به آن پهلو نغلتد شب از بيم خطر بيچاره مادر
به وقت زادن تو مرگ خود را بگيرد در نظر بيچاره مادر
بشويد كهنه و آرايد او را چو كمتر كارگر بيچاره مادر
تَموز و دي تو را شاعت به ساعت نمايد خشك و تر بيچاره مادر
اگر يك عطسه آيد از دماغت پَرد هوشش ز سر بيچاره مادر
اگر يك سرفه بي جا نمايي خورد خون جگر بيچاره مادر
براي اينكه شب راحت بخوابي نخوابد تا سحر بيچاره مادر
دو سال از گريه روز و شب تو نداند خواب و خور بيچاره مادر
چو دندان آوري رنجور گردي كِشد رنج دگر بيچاره مادر
سپس چون پا گرفتي ، تا نيفتي خورد غم بيشتر بيچاره مادر
تو تا يك مختصر جاني بگيري كُند جان مختصر بيچاره مادر
به مكتب چون روي تا بازگردي بود چشمش به در بيچاره مادر
اگر يك ربع ساعت دير آيي شود از خود بدر بيچاره مادر
نبيند هيچ كس زحمت به دنيا ز مادر بشتر بيچاره مادر
تمام حاصلش از زحمت اين است كه دارد يك پسر بيچاره مادر
در پايان بايد بگويم كه :
مادر دوستت دارم
و يك شعر كه مي گويد:
گويند مرا چو زاد مادر پستان به دهن گرفتن آموخت
شبها به برِ گاهواره من بيدار نشست و خفتن آموخت
دستم بگرفت و پا به پا برد تا شيوه راه رفتن آموخت
يك حرف و دو حرف بر زبانم الفاظ و نهاد گفتن آموخت
لبخند نهاد بر لب من بر غنچه گُل شكفتن آموخت
پس هستي من ز هستي اوست تا هستم و هست دارمش دوست
پس در نهايت دوست داشته باشيم تا ما را هم دوست داشته باشند.








